nitpicks

[ایالات متحده]/ˈnɪt.pɪk/
[بریتانیا]/ˈnɪt.pɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دنبال خطاها یا اشکالات کوچک یا بی‌اهمیت گشتن
n. عمل جستجوی خطاها یا اشکالات کوچک یا بی‌اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

nitpicks matter

نکته‌سنجی مهم است

nitpicks everything

نکته‌سنجی همه چیز

nitpicks details

نکته‌سنجی جزئیات

nitpicks flaws

نکته‌سنجی نقص‌ها

nitpicks issues

نکته‌سنجی مشکلات

nitpicks grammar

نکته‌سنجی دستور زبان

nitpicks style

نکته‌سنجی سبک

nitpicks choices

نکته‌سنجی انتخاب‌ها

nitpicks performance

نکته‌سنجی عملکرد

nitpicks presentation

نکته‌سنجی ارائه

جملات نمونه

she always nitpicks my work, even when it's perfect.

حتی زمانی که کارم بی‌نقص است، همیشه به دنبال ایراد در کارم می‌گردد.

instead of helping, he just nitpicks every little detail.

به جای کمک کردن، فقط به هر جزئیات کوچکی ایراد می‌گیرد.

he nitpicks about grammar in every email i send.

او در هر ایمیلی که می‌فرستم، در مورد گرامر ایراد می‌گیرد.

she nitpicks her friends' choices without realizing it.

او بدون اینکه متوجه شود، در مورد انتخاب‌های دوستانش ایراد می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید