quiescencies

[ایالات متحده]/kwiˈɛsənsiz/
[بریتانیا]/kwɪˈɛsənsiz/

ترجمه

n. وضعیت آرام، ساکت یا فعال نبودن؛ خوابیدگی

جملات نمونه

the volcano entered a prolonged period of quiescencies after its violent eruption.

پس از آتشفشانی خشونت‌بار، آتشفشان وارد دوره‌ای طولانی از آرامش شد.

scientists are studying the cellular quiescencies that precede rapid cell division.

دانشمندان به مطالعه آرامش‌های سلولی که قبل از تقسیم سریع سلولی رخ می‌دهد، مشغول هستند.

the market experienced multiple quiescencies before the unprecedented economic boom.

قبل از رشد اقتصادی غیرمتعارف، بازار چندین دوره آرامش را تجربه کرد.

artists describe their creative process as alternating between intense productivity and extended quiescencies.

هنرمندان فرایند خلاقانه خود را به عنوان تغییر میان تولیداتی شدید و دوره‌های طولانی آرامش توصیف می‌کنند.

the patient exhibited brief quiescencies between severe seizure episodes.

بین فعالیت‌های تشنجی شدید، بیمار دوره‌های کوتاهی از آرامش نشان داد.

economic quiescencies often precede significant market corrections and recoveries.

آرامش‌های اقتصادی اغلب قبل از تصحیحات و بازگشت‌های مهم بازار رخ می‌دهد.

astronomers documented the star's activity cycles, noting extended quiescencies between solar flares.

اخترفیزیست‌ها چرخه‌های فعالیت ستاره را ثبت کردند و دوره‌های طولانی آرامش بین فوران‌های خورشیدی را یادداشت کردند.

the team's performance showed alternating periods of triumph and prolonged quiescencies throughout the season.

عملکرد تیم در طول فصل میان دوره‌های غیبت و آرامش‌های طولانی متناوب نشان داد.

the new engine design incorporates strategic quiescencies to maximize fuel efficiency.

طراحی موتور جدید از آرامش‌های استراتژیک برای حداکثر کردن کارایی سوخت استفاده می‌کند.

neurologists are investigating what triggers the end of neural quiescencies in brain injured patients.

نورولوژیست‌ها به بررسی اینکه چه چیز باعث پایان آرامش‌های عصبی در بیماران مبتلا به آسیب مغز می‌شود، مشغول هستند.

historical records indicate that ancient civilizations experienced extended quiescencies between periods of rapid advancement.

سند‌های تاریخی نشان می‌دهد که تمدن‌های باستانی دوره‌های طولانی آرامش بین دوره‌های پیشرفت سریع را تجربه کردند.

the researcher observed unexpected quiescencies in the chemical reaction under specific temperature conditions.

پژوهشگر در شرایط دمایی خاص، آرامش‌های غیرمنتظره‌ای در واکنش شیمیایی مشاهده کرد.

the artist's creative journey involved alternating bursts of inspiration with deep quiescencies.

سفر خلاقانه هنرمند شامل موج‌های متناوب الهام‌بخش و آرامش‌های عمیق بود.

Persian_translation

the software development cycle includes deliberate quiescencies for testing and refinement phases.

چرخه توسعه نرم‌افزار شامل آرامش‌های قصدی برای فازهای تست و بهبود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید