quieto

[ایالات متحده]/kwiˈeɪtəʊ/
[بریتانیا]/kwiˈeɪtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv.آرام; ساکت; به آرامی

جملات نمونه

the dancer remained perfectly quieto during the dramatic pause.

رقاص در طول مکث دراماتیک کاملاً بی‌حرکت ماند.

the photographer told the model to stay quieto while capturing the shot.

عکاس به مدل گفت هنگام گرفتن عکس بی‌حرکت بماند.

the chef instructed the apprentice to keep the sauce quieto on low heat.

آشپز به شاگردش دستور داد سس را روی حرارت ملایم آرام نگه دارد.

children must stay quieto during the meditation session at school.

کودکان باید در طول جلسه مدیتاسیون در مدرسه آرام بمانند.

the hunter waited quieto in the blind for hours.

شکارچی ساعت‌ها در پناهگاه بی‌حرکت منتظر ماند.

she held the baby quieto while he finally fell asleep.

او نوزاد را آرام نگه داشت تا بالاخره خوابید.

the guard stood quieto by the entrance all night.

نگهبان تمام شب بی‌حرکت کنار ورودی ایستاد.

the statue looked quieto and majestic in the garden.

مجسمه در باغ آرام و با شکوه به نظر می‌رسید.

the yoga instructor asked students to remain quieto in savasana pose.

مربی یوگا از دانش‌آموزان خواست در وضعیت ساوانا آرام بمانند.

the soldier kept quieto while monitoring the border area.

سرباز هنگام نظارت بر منطقه مرزی بی‌حرکت ماند.

the cat sat quieto by the window watching birds outside.

گربه بی‌حرکت کنار پنجره نشست و پرنده‌های بیرون را تماشا کرد.

please stay quieto for just one moment while i adjust the lighting.

لطفاً فقط یک لحظه آرام بمانید تا نور را تنظیم کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید