quirkiest

[ایالات متحده]/'kwɝki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فریبنده؛ عجیب

جملات نمونه

a twist of fate; a story with a quirky twist.

پیچشی از سرنوشت؛ داستانی با پیچش عجیب.

She has a quirky sense of humor.

او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد.

The quirky design of the building caught everyone's attention.

طراحی عجیب و غریب ساختمان توجه همه را جلب کرد.

His quirky behavior always makes people laugh.

رفتار عجیب و غریب او همیشه مردم را به خنده می‌اندازد.

I love her quirky fashion sense.

من عاشق حس مد عجیب و غریب او هستم.

The movie has a quirky storyline that keeps you engaged.

فیلم دارای یک خط داستانی عجیب و غریب است که شما را درگیر نگه می دارد.

The artist is known for her quirky and unconventional artwork.

هنرمند به خاطر آثار هنری عجیب و غریب و غیرمتعارفش شناخته شده است.

His quirky personality makes him stand out in a crowd.

شخصیت عجیب و غریب او باعث می شود در جمع از دیگران متمایز شود.

The restaurant has a quirky menu with unique dishes.

رستوران دارای منوی عجیب و غریب با غذاهای منحصر به فرد است.

She enjoys collecting quirky and unusual items.

او از جمع آوری اقلام عجیب و غریب و غیرمعمول لذت می برد.

The quirky decorations in the room give it a fun and playful vibe.

دکوراسیون عجیب و غریب اتاق به آن حال و هوای سرگرم کننده و بازیگوشانه می بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید