quittance

[ایالات متحده]/ˈkwɪt(ə)ns/
[بریتانیا]/ˈkwɪt(ə)ns/

ترجمه

n. رهایی از یک بدهی یا تعهد؛ سندی که تسویه بدهی را تأیید می‌کند؛ رسید یا جبران
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

full quittance

بدهی تسویه شده

quittance receipt

رسید تسویه

quittance letter

نامه تسویه

quittance claim

ادعای تسویه

final quittance

تسویه نهایی

quittance statement

اظهارنامه تسویه

quittance agreement

توافقنامه تسویه

legal quittance

تسویه قانونی

quittance form

فرم تسویه

quittance document

سند تسویه

جملات نمونه

he received a quittance for his payment.

او یک رسید تاییدیه برای پرداخت خود دریافت کرد.

the landlord issued a quittance after the rent was paid.

مالک پس از پرداخت اجاره، یک رسید تاییدیه صادر کرد.

make sure to keep the quittance as proof of payment.

مطمئن شوید که رسید تاییدیه را به عنوان مدرک پرداخت نگه دارید.

she was relieved to finally get her quittance.

او از دریافت نهایی رسید تاییدیه بسیار راحت شد.

after settling the debt, he received a formal quittance.

پس از پرداخت بدهی، او یک رسید تاییدیه رسمی دریافت کرد.

the quittance confirmed that the loan was fully paid.

رسید تاییدیه نشان داد که وام به طور کامل پرداخت شده است.

without a quittance, you may face issues later.

بدون رسید تاییدیه، ممکن است بعداً با مشکلاتی مواجه شوید.

she requested a quittance for her records.

او درخواست یک رسید تاییدیه برای سوابق خود کرد.

the accountant filed the quittance in the company records.

حسابدار رسید تاییدیه را در سوابق شرکت ثبت کرد.

he showed the quittance to prove he had paid.

او رسید تاییدیه را نشان داد تا ثابت کند که پرداخت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید