rabidness

[ایالات متحده]/ˈræbɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈræbɪdnəs/

ترجمه

n. سرسختی خشن؛ حالت جنون زده بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rabidness of anger

خشمگین بودن

rabidness of zeal

شور و اشتیاق شدید

rabidness in debate

تهاجمی بودن در بحث

rabidness of fans

علاقه‌مندی شدید طرفداران

rabidness of beliefs

علاقه‌مندی شدید به باورها

rabidness of opinions

علاقه‌مندی شدید به نظرات

rabidness in politics

تهاجمی بودن در سیاست

rabidness of loyalty

وفاداری شدید

rabidness of hatred

نفرت شدید

rabidness of rivalry

رقابت شدید

جملات نمونه

the rabidness of the dog made everyone fear for their safety.

خشمگین بودن سگ باعث ترس همه از امنیت آنها شد.

his rabidness for the sport was evident in his dedication.

اشتیاق او به ورزش در تعهدش آشکار بود.

the rabidness of the fans was overwhelming during the championship.

خشم طرفداران در طول مسابقات قهرمانی طاقت‌فرسا بود.

she spoke with such rabidness that it captivated her audience.

او با چنان خشمگین بودن صحبت کرد که مخاطبانش را مجذوب خود کرد.

rabidness can lead to dangerous situations if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، خشمگین بودن می تواند منجر به موقعیت های خطرناک شود.

the rabidness of the debate escalated quickly.

خشم بحث به سرعت تشدید شد.

his rabidness for collecting stamps was known throughout the community.

اشتیاق او برای جمع آوری تمبر در سراسر جامعه شناخته شده بود.

the rabidness of the protestors shocked the authorities.

خشمگین بودن معترضان مقامات را شوکه کرد.

she approached the project with a rabidness that inspired her team.

او با خشمگین بودن به پروژه نزدیک شد که الهام بخش تیمش بود.

his rabidness for the cause drove him to work tirelessly.

اشتیاق او به این هدف او را به کار طاقت‌فرسا سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید