racecard

[ایالات متحده]/ˈreɪskɑːd/
[بریتانیا]/ˈreɪskɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فهرست شرکت کنندگان در یک مسابقه; برنامه مسابقه برای مسابقات اسب یا سگ
Word Forms
جمعracecards

عبارات و ترکیب‌ها

racecard betting

شرایط شرط‌بندی کارت مسابقه

racecard information

اطلاعات کارت مسابقه

racecard analysis

تجزیه و تحلیل کارت مسابقه

racecard odds

شانس‌های کارت مسابقه

racecard preview

پیش‌نمایش کارت مسابقه

racecard details

جزئیات کارت مسابقه

racecard results

نتایج کارت مسابقه

racecard tips

نکات کارت مسابقه

racecard features

ویژگی‌های کارت مسابقه

racecard updates

به‌روزرسانی‌های کارت مسابقه

جملات نمونه

he checked the racecard before placing his bets.

او قبل از قرار دادن شرط خود کارت مسابقه را بررسی کرد.

the racecard lists all the horses and their odds.

کارت مسابقه تمام اسب ها و شانس های آنها را فهرست می کند.

she studied the racecard carefully to make an informed decision.

او برای تصمیم گیری آگاهانه کارت مسابقه را با دقت مطالعه کرد.

each racecard provides information about the jockeys.

هر کارت مسابقه اطلاعاتی در مورد اسب سواران ارائه می دهد.

the racecard is essential for any horse racing enthusiast.

کارت مسابقه برای هر علاقه مندان به مسابقات اسب ضروری است.

he always carries a racecard when attending the races.

او همیشه هنگام حضور در مسابقات یک کارت مسابقه به همراه دارد.

the racecard includes the schedule of upcoming races.

کارت مسابقه شامل برنامه مسابقات آینده است.

she highlighted the horses to watch on the racecard.

او اسب هایی که باید روی کارت مسابقه نظارت کرد را برجسته کرد.

the racecard helps fans follow their favorite horses.

کارت مسابقه به طرفداران کمک می کند تا از اسب های مورد علاقه خود پیروی کنند.

he found the racecard to be a valuable resource.

او دریافت که کارت مسابقه منبع ارزشمندی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید