racons

[ایالات متحده]/ˈreɪ.kɒn/
[بریتانیا]/ˈreɪ.kɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رادار بیکن; نشانگر رادار

عبارات و ترکیب‌ها

racon signal

سیگنال رکان

racon buoy

بویه رکان

racon system

سیستم رکان

racon device

دستگاه رکان

racon radar

رادار رکان

racon response

پاسخ رکان

racon operation

عملیات رکان

racon identification

شناسایی رکان

racon transmission

انتقال رکان

racon range

محدوده رکان

جملات نمونه

the racon emits a signal for navigation.

رکان سیگنالی برای ناوبری منتشر می‌کند.

racons are used in maritime navigation.

رکان‌ها در ناوبری دریایی استفاده می‌شوند.

the ship relied on the racon for guidance.

کشتی برای هدایت به رکان متکی بود.

racons help improve safety at sea.

رکان‌ها به بهبود ایمنی در دریا کمک می‌کنند.

we need to calibrate the racon for accurate readings.

ما باید رکان را برای خواندن دقیق کالیبره کنیم.

the racon provides a unique identification signal.

رکان یک سیگنال شناسایی منحصر به فرد ارائه می‌دهد.

using a racon can enhance navigational accuracy.

استفاده از رکان می‌تواند دقت ناوبری را افزایش دهد.

the racon was activated during poor visibility conditions.

رکان در شرایط دید کم فعال شد.

racons are essential tools for coastal navigation.

رکان‌ها ابزارهای ضروری برای ناوبری ساحلی هستند.

the racon's signal can be detected by radar.

سیگنال رکان می‌تواند توسط رادار تشخیص داده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید