radian

[ایالات متحده]/ˈreɪdiən/
[بریتانیا]/ˈreɪdiən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد اندازه‌گیری زاویه برابر با زاویه‌ای که در مرکز یک دایره توسط یک قوس به طول برابر با شعاع دایره ایجاد می‌شود؛ در ریاضیات و فیزیک استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the angle is measured in radians.

زاویه بر حسب رادیان اندازه‌گیری می‌شود.

one radian is approximately 57.3 degrees.

یک رادیان تقریباً برابر با 57.3 درجه است.

we need to convert degrees to radians.

ما باید درجه را به رادیان تبدیل کنیم.

the formula uses radians for calculations.

فرمول از رادیان برای محاسبات استفاده می‌کند.

radians are essential in trigonometry.

رادیان در مثلثات ضروری است.

he calculated the sine using radians.

او سینوس را با استفاده از رادیان محاسبه کرد.

understanding radians helps in physics.

درک رادیان در فیزیک کمک می‌کند.

many programming languages use radians in math functions.

بسیاری از زبان‌های برنامه‌نویسی از رادیان در توابع ریاضی استفاده می‌کنند.

to find the arc length, use radians in the formula.

برای یافتن طول کمان، رادیان را در فرمول استفاده کنید.

the unit circle is defined in radians.

دایره واحد بر حسب رادیان تعریف شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید