radicalizing

[ایالات متحده]/ˈrædɪkəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrædɪkəlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند تبدیل کردن کسی یا چیزی به ایده‌ها یا باورهای افراطی‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

radicalizing youth

جوان‌گزایی

radicalizing movements

جنبش‌های رادیکال‌ساز

radicalizing ideologies

ایدئولوژی‌های رادیکال‌ساز

radicalizing beliefs

باورهای رادیکال‌ساز

radicalizing groups

گروه‌های رادیکال‌ساز

radicalizing narratives

داستان‌سرایی‌های رادیکال‌ساز

radicalizing discourse

گفتمان رادیکال‌ساز

radicalizing factors

عوامل رادیکال‌ساز

radicalizing influences

تاثیرات رادیکال‌ساز

radicalizing strategies

استراتژی‌های رادیکال‌ساز

جملات نمونه

radicalizing young people can lead to dangerous ideologies.

افراط‌گرایی جوانان می‌تواند منجر به ایدئولوژی‌های خطرناک شود.

social media plays a role in radicalizing individuals.

شبکه‌های اجتماعی در رادیکالیزه کردن افراد نقش دارند.

radicalizing movements often gain traction during crises.

جنبش‌های رادیکال‌گرا اغلب در زمان بحران‌ها قدرت می‌گیرند.

he is concerned about radicalizing his followers.

او نگران رادیکالیزه کردن پیروانش است.

radicalizing rhetoric can polarize communities.

زبان رادیکال‌گرایانه می‌تواند باعث قطب‌بندی جوامع شود.

governments are trying to prevent radicalizing influences.

دولت‌ها در تلاشند تا از تأثیرات رادیکال‌کننده جلوگیری کنند.

education can be a tool against radicalizing ideologies.

آموزش می‌تواند ابزاری در برابر ایدئولوژی‌های رادیکال‌کننده باشد.

radicalizing groups often target vulnerable populations.

گروه‌های رادیکال‌گرا اغلب گروه‌های آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهند.

they are worried about radicalizing their youth.

آنها نگران رادیکالیزه کردن جوانان خود هستند.

radicalizing narratives can spread quickly online.

داستان‌های رادیکال‌کننده می‌توانند به سرعت در اینترنت پخش شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید