ragees

[ایالات متحده]/ˈreɪdʒiːz/
[بریتانیا]/ˈreɪdʒiz/

ترجمه

n. نوعی دانه، به‌ویژه دانهٔ میلِت چنگال اژدها یا میلِت پاِی‌وزغ، که عمدتاً در آفریقا و هند یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

ragees unite

اجتماع رِیجِس ها

ragees rise

ظهور رِیجِس ها

ragees speak

بیان نظر رِیجِس ها

ragees act

اقدام رِیجِس ها

ragees fight

مبارزه رِیجِس ها

ragees demand

مطالبه رِیجِس ها

ragees express

ابراز نظر رِیجِس ها

ragees gather

گرد آمدن رِیجِس ها

ragees challenge

چالش رِیجِس ها

ragees support

حمایت رِیجِس ها

جملات نمونه

he expressed his ragees during the meeting.

او خشم خود را در طول جلسه ابراز کرد.

her ragees was evident when she received the news.

خشم او زمانی که خبر را دریافت کرد آشکار بود.

they tried to control their ragees in public.

آنها سعی کردند خشم خود را در حضور عموم کنترل کنند.

ragees can sometimes lead to regrettable actions.

خشم گاهی اوقات می تواند منجر به اقدامات پشیمان کننده شود.

he wrote a letter to vent his ragees.

او نامه ای نوشت تا خشم خود را تخلیه کند.

her ragees was justified after what happened.

خشم او پس از اتفاقی که افتاد توجیه پذیر بود.

they discussed ways to manage their ragees effectively.

آنها در مورد راه هایی برای مدیریت موثر خشم خود بحث کردند.

sometimes, expressing your ragees can be therapeutic.

گاهی اوقات، ابراز خشم شما می تواند درمانی باشد.

he regretted letting his ragees get the best of him.

او پشیمان بود که اجازه داد خشمش بر او غلبه کند.

finding healthy outlets for ragees is important.

پیدا کردن راه های سالم برای تخلیه خشم مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید