rags

[ایالات متحده]/ræɡz/
[بریتانیا]/ræɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس‌های کهنه یا تکه‌های پاره شده پارچه؛ تکه‌های پارچه یا کاغذ؛ پارچه تمیزکننده

عبارات و ترکیب‌ها

rags to riches

ثروت از صفر

rags and bones

เศษ بقايا و استخوان‌ها

rags of cloth

پارچه‌های کهنه

torn rags

پارچه‌های پاره

old rags

پارچه‌های قدیمی

rags to rags

از صفر تا صفر

clean rags

پارچه‌های تمیز

used rags

پارچه‌های استفاده شده

ragged rags

پارچه‌های درهم و برهم

faded rags

پارچه‌های رنگ‌باخته

جملات نمونه

she made a beautiful dress out of rags.

او یک لباس زیبا از پارچه های کهنه دوخت.

he grew up in rags but became a successful businessman.

او در فقر بزرگ شد اما به یک تاجر موفق تبدیل شد.

the artist created a stunning collage from old rags.

هنرمند یک کولاژ خیره کننده از پارچه های کهنه ایجاد کرد.

they cleaned the floor with rags soaked in water.

آنها کف را با پارچه های خیس در آب تمیز کردند.

he wore rags as a symbol of his humble beginnings.

او پارچه های کهنه را به عنوان نمادی از ریشه های متواضعانه خود پوشید.

after the storm, the streets were filled with rags and debris.

بعد از طوفان، خیابان ها پر از پارچه های کهنه و آوار بودند.

she often donates old clothes and rags to charity.

او اغلب لباس های کهنه و پارچه های کهنه را به خیریه اهدا می کند.

the children played dress-up with rags and old hats.

بچه ها با پارچه های کهنه و کلاه های قدیمی لباس بازی می کردند.

rags can be transformed into something beautiful with creativity.

پارچه های کهنه را می توان با خلاقیت به چیزی زیبا تبدیل کرد.

he is a millionaire now, but he started out in rags.

او اکنون یک میلیونر است، اما از صفر شروع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید