railways

[ایالات متحده]/ˈreɪlweɪz/
[بریتانیا]/ˈreɪlweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع راه‌آهن; سیستم‌های راه‌آهن

عبارات و ترکیب‌ها

high-speed railways

راه‌آهن‌های با سرعت بالا

urban railways

راه‌آهن‌های شهری

freight railways

راه‌آهن‌های باری

passenger railways

راه‌آهن‌های مسافربری

light railways

راه‌آهن‌های سبک

national railways

راه‌آهن‌های ملی

heritage railways

راه‌آهن‌های میراث

railways network

شبکه راه‌آهن

regional railways

راه‌آهن‌های منطقه‌ای

railways system

سیستم راه‌آهن

جملات نمونه

railways connect major cities across the country.

راه‌آهن‌ها شهرهای بزرگ را در سراسر کشور به هم متصل می‌کنند.

the government is investing in new railways.

دولت در حال سرمایه‌گذاری در راه‌آهن‌های جدید است.

many goods are transported by railways.

بسیاری از کالاها از طریق راه‌آهن حمل می‌شوند.

railways play a crucial role in public transportation.

راه‌آهن‌ها نقش مهمی در حمل و نقل عمومی ایفا می‌کنند.

he works for a company that builds railways.

او برای شرکتی که راه‌آهن می‌سازد کار می‌کند.

railways are often more efficient than roads.

راه‌آهن‌ها اغلب از جاده‌ها کارآمدتر هستند.

safety regulations are important for railways.

قوانین ایمنی برای راه‌آهن‌ها مهم هستند.

many countries are modernizing their railways.

بسیاری از کشورها در حال نوسازی راه‌آهن‌های خود هستند.

railways can reduce traffic congestion in cities.

راه‌آهن‌ها می‌توانند ترافیک در شهرها را کاهش دهند.

he enjoys traveling by railways for its scenic views.

او از سفر با راه‌آهن به دلیل مناظر دیدنی آن لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید