raining

[ایالات متحده]/ˈreɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈreɪnɪŋ/

ترجمه

v. present participle of rain
adj. characterized by rain; raining

عبارات و ترکیب‌ها

raining cats and dogs

باران شدید

raining heavily

باران شدید

raining now

الان باران می‌بارد

raining season

فصل باران

raining outside

بیرون باران می‌بارد

rained yesterday

دیروز باران بارید

raining on

باران بر ... می‌بارد

raining steadily

باران به طور پیوسته می‌بارد

raining hard

باران شدید

raining lightly

باران ملایم

جملات نمونه

it's raining cats and dogs outside; we should stay in.

بیرون باران شدید می بارد؛ باید در خانه بمانیم.

the wedding was postponed due to the heavy raining.

به دلیل بارش شدید، عروسی به تعویق افتاد.

we're having a light raining this afternoon.

بعد از ظهر باران ملایمی خواهیم داشت.

the farmer hoped for raining to water his crops.

کشاورز امیدوار بود که باران محصولاتش را آبیاری کند.

i love the smell of raining on hot pavement.

من عاشق بوی باران روی آسفالت داغ هستم.

the children are playing in the raining, splashing everywhere.

بچه ها در حال بازی در باران هستند و همه جا آب می پاشند.

the forecast predicts raining throughout the day.

پیش بینی هواشناسی بارش باران در طول روز را نشان می دهد.

we brought umbrellas just in case of raining.

ما فقط در صورت بارش چتر آوردیم.

the roof is leaking because of the constant raining.

به دلیل بارش مداوم، سقف نشتی دارد.

the game was cancelled because of raining conditions.

به دلیل شرایط بارانی، بازی لغو شد.

the sound of raining is so soothing and relaxing.

صدای باران بسیار آرامش بخش و دلپذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید