raking leaves
جمعآوری برگها
raking the garden
چیدن باغچه
raking the soil
خاکبرداری
rake angle
زاویه نردبانی
rake face
صاف کردن صورت
rake in
به دست آوردن
rake up
جمع کردن
back rake
گُرز پشتی
the shop's raking it in now.
حالا مغازه سود زیادی کسب میکند.
suddenly began raking in the money.
ناگهان شروع به جمعآوری پول کردند.
they started raking up hay.
آنها شروع به جمع کردن کاه کردند.
there's no point raking over the past and opening old sores.
بیفایده است که به گذشته نگاه کرد و زخمهای قدیمی را دوباره به یاد آورد.
1. Nautical A small, flat-bottomed fishing boat with a lugsail on a raking mast.
1. دریانوردی: یک قایق ماهیگیری کوچک، کمارتفاع با بادبان لوکسال روی دکمهدار.
The results indicate: (1) The buck has some behaviors in mating season, for instance, anogenital sniffing, raking the soil etc.
نتایج نشان میدهد: (1) در فصل جفتگیری، گوزن رفتارهای خاصی دارد، برای مثال، بوئیدن ناحیه تناسلی، کندن خاک و غیره.
raking leaves
جمعآوری برگها
raking the garden
چیدن باغچه
raking the soil
خاکبرداری
rake angle
زاویه نردبانی
rake face
صاف کردن صورت
rake in
به دست آوردن
rake up
جمع کردن
back rake
گُرز پشتی
the shop's raking it in now.
حالا مغازه سود زیادی کسب میکند.
suddenly began raking in the money.
ناگهان شروع به جمعآوری پول کردند.
they started raking up hay.
آنها شروع به جمع کردن کاه کردند.
there's no point raking over the past and opening old sores.
بیفایده است که به گذشته نگاه کرد و زخمهای قدیمی را دوباره به یاد آورد.
1. Nautical A small, flat-bottomed fishing boat with a lugsail on a raking mast.
1. دریانوردی: یک قایق ماهیگیری کوچک، کمارتفاع با بادبان لوکسال روی دکمهدار.
The results indicate: (1) The buck has some behaviors in mating season, for instance, anogenital sniffing, raking the soil etc.
نتایج نشان میدهد: (1) در فصل جفتگیری، گوزن رفتارهای خاصی دارد، برای مثال، بوئیدن ناحیه تناسلی، کندن خاک و غیره.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید