rakings

[ایالات متحده]/rek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از یک شن کش برای خراشیدن زمین؛ وارد کردن یک سوزن از کناره؛ الک کردن با یک الک درشت
v. با یک شن کش خاک را شل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

raking leaves

جمع‌آوری برگ‌ها

raking the garden

چیدن باغچه

raking the soil

خاک‌برداری

rake angle

زاویه نردبانی

rake face

صاف کردن صورت

rake in

به دست آوردن

rake up

جمع کردن

back rake

گُرز پشتی

جملات نمونه

the shop's raking it in now.

حالا مغازه سود زیادی کسب می‌کند.

suddenly began raking in the money.

ناگهان شروع به جمع‌آوری پول کردند.

they started raking up hay.

آنها شروع به جمع کردن کاه کردند.

there's no point raking over the past and opening old sores.

بی‌فایده است که به گذشته نگاه کرد و زخم‌های قدیمی را دوباره به یاد آورد.

1. Nautical A small, flat-bottomed fishing boat with a lugsail on a raking mast.

1. دریانوردی: یک قایق ماهیگیری کوچک، کم‌ارتفاع با بادبان لوکسال روی دکمه‌دار.

The results indicate: (1) The buck has some behaviors in mating season, for instance, anogenital sniffing, raking the soil etc.

نتایج نشان می‌دهد: (1) در فصل جفت‌گیری، گوزن رفتارهای خاصی دارد، برای مثال، بوئیدن ناحیه تناسلی، کندن خاک و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید