rakishnesses

[ایالات متحده]/ˈreɪkɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈreɪkɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت داشتن راکیش

عبارات و ترکیب‌ها

his rakishnesses

خودی‌نمایی‌های او

the rakishnesses of

خودی‌نمایی‌های

rakishnesses and charm

خودی‌نمایی و جذابیت

with rakishnesses

با خودی‌نمایی

rakishnesses abound

خودی‌نمایی فراوان است

exuding rakishnesses

خودی‌نمایی منتشر می‌کند

rakishnesses displayed

خودی‌نمایی نشان داده شده

celebrate rakishnesses

خودی‌نمایی را جشن بگیرید

embrace rakishnesses

خودی‌نمایی را در آغوش بگیرید

rakishnesses revealed

خودی‌نمایی آشکار شد

جملات نمونه

his rakishnesses were evident in his flamboyant style.

خودنمایی‌های او در سبک پر زرق و زرقش آشکار بود.

the rakishnesses of the actor captivated the audience.

خودنمایی‌های بازیگر تماشاگران را مجذوب خود کرد.

she admired his rakishnesses, which set him apart from others.

او به خودنمایی‌های او علاقه داشت که او را از دیگران متمایز می‌کرد.

his rakishnesses often led to adventurous escapades.

خودنمایی‌های او اغلب منجر به ماجراجویی‌های جسورانه می‌شد.

they discussed the rakishnesses of the elite social circle.

آنها در مورد خودنمایی‌های حلقه اجتماعی نخبه صحبت کردند.

her rakishnesses were both charming and disarming.

خودنمایی‌های او هم جذاب و هم بی‌طرف بودند.

his rakishnesses made him a popular figure at parties.

خودنمایی‌های او باعث شد در مهمانی‌ها چهره‌ای محبوب باشد.

they envied his rakishnesses, wishing they could be as carefree.

آنها به خودنمایی‌های او غبطه می‌گرفتند و امیدوار بودند که بتوانند مانند او بی‌خیال باشند.

with his rakishnesses, he could charm anyone.

با وجود خودنمایی‌هایش، می‌توانست هر کسی را اغوا کند.

the rakishnesses of the character added depth to the story.

خودنمایی‌های شخصیت به داستان عمق بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید