walk with swagger
قدم زدن با اعتماد به نفس و تکبر
confidence and swagger
اعتماد به نفس و تکبر
swaggering attitude
حرفهای و مغرانه
swagger sb. into concession
وارد شدن با اعتماد به نفس به منطقه امتیاز
he swaggered along the corridor.
او با اعتماد به نفس در طول راهرو قدم زد.
a swaggering, peremptory manner.
یک رفتار خودشیفته و تحکمآمیز.
a parvenu swaggering around at a party;
یک تازهوارد که با اعتماد به نفس در یک مهمانی قدم میزد;
that old confident strut and swagger has returned.
آن قدم زدن و خودنمایی با اعتماد به نفس قدیمی بازگشته است.
was alight, his color coppery, his air swagger, devil-may-care, bacchanal.
روشن بود، رنگ پوستش برنزی، رفتارش مغرور، بیخیال، دیوانهوار.
Swagger and overconfidence suppress vulnerability, uncertainty, and tenderness.
غرور و اعتماد به نفس بیش از حد، آسیبپذیری، عدم قطعیت و لطافت را سرکوب میکند.
منبع: Harvard Business ReviewThis is what was amazing about Jobs. He really had some swagger.
این همان چیزی بود که در مورد جابز شگفتانگیز بود. او واقعاً اعتماد به نفس زیادی داشت.
منبع: How Steve Jobs Changed the WorldIf you've seen a narcissist, maybe you've seen that they almost swagger.
اگر یک خودشیفته را دیده اید، شاید دیده باشید که آنها تقریباً با اعتماد به نفس رفتار می کنند.
منبع: Psychology Mini ClassAsher has plenty of swagger on deck.
اشر اعتماد به نفس زیادی در عرشه دارد.
منبع: CNN 10 Student English May 2020 CollectionOh, oh! Trust me, I have no interest in swaggering, muscle-bound juvenile delinquents.
اوه، اوه! به من اعتماد کنید، من به رفت و آمد، مجرمان نوجوان عضلانی علاقه ای ندارم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3He pledged to help the agency get its swagger back and find the president's America first foreign policy.
او قول داد به آژانس کمک کند تا اعتماد به نفس خود را به دست آورد و سیاست خارجی "آمریکا اول" رئیس جمهور را پیدا کند.
منبع: VOA Standard English - AsiaHe seems to relish attracting headlines with this sort of swaggering behavior.
به نظر می رسد او از جلب توجه رسانه ها با این نوع رفتار اعتماد به نفس لذت می برد.
منبع: NPR News June 2020 CompilationThen she swaggered into Johnsy's room with her drawing board, whistling ragtime.
سپس او با تخته طراحی خود با حال و هوای رگتایم وارد اتاق جانسی شد.
منبع: O. Henry Short Stories CollectionSaddam's iconography was a distinctive blend of military swagger and historical references.
آیکونشناسی صدام ترکیبی متمایز از اعتماد به نفس نظامی و ارجاعات تاریخی بود.
منبع: The Guardian (Article Version)The eyes are right, but, uh, you'll have to work on the swagger.
چشم ها درست هستند، اما، اوه، شما باید روی اعتماد به نفس کار کنید.
منبع: Grey's Anatomy Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید