to ramify into a labyrinth
برای شاخه شاخه شدن به یک هزارتوی
an elaborate system of canals was built, ramifying throughout the UK.
یک سیستم پیچیده از کانالها ساخته شد که در سراسر بریتانیای کبیر گسترش یافته بود.
the action or state of ramifying or being ramified.
عمل یا حالت شاخه زدن یا شاخه دار شدن.
strong stooling, can ramify to 5 – 10 pieces;
مدفوع قوی، می تواند به 5 تا 10 قطعه شاخه بزند؛
The criteria for woody ground cover plants were summarized as, low height, easy ramifying, strong adaptability, easy propagating, and good colony expressive force.
معیارهای گیاهان پوششی چوبی به شرح زیر خلاصه شد: ارتفاع کم، شاخهزایی آسان، سازگاری قوی، تکثیر آسان و قدرت بیان خوب کلونی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید