randier than
از رندی بیشتر
randier style
سبک رند
randier approach
رویکرد رند
randier choice
انتخاب رند
randier design
طراحی رند
randier attitude
نگاه رند
randier concept
مفهوم رند
randier option
گزینه رند
randier statement
بیانیه رند
randier move
حرکت رند
she wore a randier dress to the party.
او یک لباس رندتر به مهمانی پوشید.
his randier behavior surprised everyone.
رفتار رندتر او همه را شگفت زده کرد.
the randier version of the story was more entertaining.
نسخه رندتر داستان سرگرم کننده تر بود.
they decided to take a randier approach to marketing.
آنها تصمیم گرفتند یک رویکرد رندتر به بازاریابی داشته باشند.
her randier comments made the discussion lively.
اظهارات رندتر او باعث شد بحث پر جنب و جوش باشد.
he preferred randier jokes at the comedy show.
او در نمایش کمدی شوخی های رندتر را ترجیح می داد.
the randier options on the menu were quite popular.
گزینه های رندتر در منو بسیار محبوب بودند.
they enjoyed a randier lifestyle than their neighbors.
آنها از یک سبک زندگی رندتر از همسایه هایشان لذت می بردند.
her randier fashion choices always turn heads.
انتخاب های مد رندتر او همیشه توجه را به خود جلب می کند.
he told a randier story than the rest of us.
او داستانی رندتر از بقیه ما تعریف کرد.
randier than
از رندی بیشتر
randier style
سبک رند
randier approach
رویکرد رند
randier choice
انتخاب رند
randier design
طراحی رند
randier attitude
نگاه رند
randier concept
مفهوم رند
randier option
گزینه رند
randier statement
بیانیه رند
randier move
حرکت رند
she wore a randier dress to the party.
او یک لباس رندتر به مهمانی پوشید.
his randier behavior surprised everyone.
رفتار رندتر او همه را شگفت زده کرد.
the randier version of the story was more entertaining.
نسخه رندتر داستان سرگرم کننده تر بود.
they decided to take a randier approach to marketing.
آنها تصمیم گرفتند یک رویکرد رندتر به بازاریابی داشته باشند.
her randier comments made the discussion lively.
اظهارات رندتر او باعث شد بحث پر جنب و جوش باشد.
he preferred randier jokes at the comedy show.
او در نمایش کمدی شوخی های رندتر را ترجیح می داد.
the randier options on the menu were quite popular.
گزینه های رندتر در منو بسیار محبوب بودند.
they enjoyed a randier lifestyle than their neighbors.
آنها از یک سبک زندگی رندتر از همسایه هایشان لذت می بردند.
her randier fashion choices always turn heads.
انتخاب های مد رندتر او همیشه توجه را به خود جلب می کند.
he told a randier story than the rest of us.
او داستانی رندتر از بقیه ما تعریف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید