randomised

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور تصادفی اختصاص داده شده
Word Forms
قسمت سوم فعلrandomised

عبارات و ترکیب‌ها

randomised control trial

آزمون کنترل تصادفی

randomised sampling

نمونه‌گیری تصادفی

randomised experiment

آزمایش تصادفی

جملات نمونه

The researchers randomised the participants into two groups.

محققان شرکت‌کنندگان را به طور تصادفی به دو گروه تقسیم کردند.

Randomised controlled trials are considered the gold standard in medical research.

آزمایشات کنترل شده تصادفی به عنوان استاندارد طلایی در تحقیقات پزشکی در نظر گرفته می‌شوند.

The software uses a randomised algorithm to generate unique encryption keys.

نرم‌افزار از یک الگوریتم تصادفی برای تولید کلیدهای رمزگذاری منحصربه‌فرد استفاده می‌کند.

The teacher assigned randomised seating for the students in the classroom.

معلم صندلی‌های تصادفی را برای دانش‌آموزان در کلاس تعیین کرد.

The lottery numbers are selected through a randomised process.

اعداد لاتاری از طریق یک فرآیند تصادفی انتخاب می‌شوند.

The company conducted a randomised survey to gather feedback from customers.

شرکت یک نظرسنجی تصادفی انجام داد تا بازخورد مشتریان را جمع‌آوری کند.

The randomised selection of winners was done using a computer program.

انتخاب تصادفی برندگان با استفاده از یک برنامه کامپیوتری انجام شد.

The experiment used a randomised design to minimize bias.

آزمایش از یک طرح تصادفی برای به حداقل رساندن تعصب استفاده کرد.

The randomised sequence of events made it difficult to predict the outcome.

ترتیب تصادفی رویدادها پیش‌بینی نتیجه را دشوار کرد.

The website displays randomised quotes on each visit.

وب‌سایت نقل قول‌های تصادفی را در هر بازدید نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید