rangehood

[ایالات متحده]/ˈreɪndʒhʊd/
[بریتانیا]/ˈreɪndʒhʊd/

ترجمه

n. یک وسیله برقی که بالای اجاق گاز یا صفحه پخت و پز نصب می‌شود و دود، چربی، بخار و بوی ناشی از آشپزی را استخراج و فیلتر می‌کند، معمولاً آن‌ها را به بیرون منتقل می‌کند یا از طریق فیلترها بازگرداند.

عبارات و ترکیب‌ها

turn on rangehood

روشن کردن هود

turn off rangehood

خاموش کردن هود

clean the rangehood

تمیز کردن هود

install rangehood

نصب هود

replace rangehood filter

تعویض فیلتر هود

rangehood fan noise

صدای فن هود

rangehood not working

هود کار نمی‌کند

rangehood is running

هود در حال کار است

rangehoods on sale

هودها در حراجی

rangehood needs cleaning

هود نیاز به تمیز کردن دارد

جملات نمونه

i turned on the rangehood before frying onions to clear the air.

من قبل از سرخ کردن پیازها، هود آشپزخانه را روشن کردم تا هوا را پاک کنم.

the rangehood fan is noisy, so i cleaned the grease filters.

کیسه هوای هود آشپزخانه پر سر و صدا بود، بنابراین فیلترهای چربی را تمیز کردم.

please wipe down the rangehood after cooking to prevent buildup.

لطفا بعد از پخت و پز، هود آشپزخانه را تمیز کنید تا از تجمع جلوگیری شود.

we need to replace the rangehood bulb because the light is dim.

ما باید لامپ هود آشپزخانه را تعویض کنیم زیرا نور کم است.

the technician installed a ducted rangehood to vent smoke outside.

تکنسین یک هود آشپزخانه مجرای دار نصب کرد تا دود را به بیرون هدایت کند.

i set the rangehood to high speed when searing steak.

من هود آشپزخانه را روی سرعت بالا تنظیم کردم وقتی استیک را سرخ می کردم.

the new rangehood has strong suction and a stainless steel finish.

هود آشپزخانه جدید دارای مکش قوی و روکش استیل ضد زنگ است.

the rangehood is leaking oil, so the drip tray needs emptying.

هود آشپزخانه روغن نشت می دهد، بنابراین سینی چکه باید خالی شود.

i forgot to switch off the rangehood, and it ran all night.

من فراموش کردم هود آشپزخانه را خاموش کنم و تمام شب روشن ماند.

the rangehood duct is blocked, causing odors to linger in the kitchen.

ناحیه مجرای هود آشپزخانه مسدود شده است و باعث می شود بوی بد در آشپزخانه بماند.

after boiling fish soup, i left the rangehood running to remove the smell.

بعد از جوشاندن سوپ ماهی، هود آشپزخانه را روشن گذاشتم تا بو از بین برود.

the rangehood filter is dishwasher safe, so i wash it weekly.

فیلتر هود آشپزخانه قابل شستشو در ماشین ظرفشویی است، بنابراین من آن را به صورت هفتگی می شورم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید