a rangy horse
یک اسب رنگارنگ
The horse had a rangy build, perfect for long-distance riding.
اسب دارای بدنی کشیده و مناسب برای سوارکاری طولانی مدت بود.
The athlete had a rangy stride that helped him excel in the marathon.
دوچرخهسوار با گامهای کشیده خود توانست در ماراتن پیشرفت کند.
The rangy basketball player dominated the court with his height and agility.
بازیکن بسکتبال کشیده با قد و چابکی خود، زمین را تحت تسلط داشت.
A rangy dog like a greyhound needs plenty of exercise to stay healthy.
یک سگ کشیده مانند گрейهوند برای سالم ماندن به مقدار زیادی ورزش نیاز دارد.
The rangy tree branches reached out in all directions, providing shade for the entire garden.
شاخه های دراز درخت به همه جهات گسترش یافتند و سایه ای برای کل باغ فراهم کردند.
Her rangy fingers moved swiftly across the piano keys, producing beautiful melodies.
انگشتان کشیده او به سرعت روی کلیدهای پیانو حرکت می کردند و ملودی های زیبایی تولید می کردند.
The rangy cat leaped effortlessly onto the high fence, showing off its agility.
گربه کشیده به راحتی و با نشان دادن چابکی خود روی حصار بلند پرید.
The rancher admired the rangy cattle grazing peacefully in the pasture.
صاحب مزرعه با آرامش به گله های دام کشیده در مراتع نگاه کرد.
The hiker enjoyed exploring the rangy hills, taking in the breathtaking views.
گردشگر از گشت و گذار در تپه های کشیده و لذت بردن از مناظر خیره کننده لذت برد.
The artist used a rangy brush to create bold strokes and textures in the painting.
هنرمند از یک قلم موی کشیده برای ایجاد ضربات و بافت های جسورانه در نقاشی استفاده کرد.
I looked at the rangy creature in the truck.
من به موجودیت دراز و باریک در کامیون نگاه کردم.
منبع: Cross Stream (Part 1)He looked rangy and tough and his skin had that dried-out look of people who live in sun-bleached cilmates.
او دراز و باریک و قوی به نظر می رسید و پوستش آن ظاهر خشک شده افراد زندگی کننده در آب و هوای آفتاب سوخته را داشت.
منبع: The Long Farewell (Part Two)“Do it, ” said the stranger standing nearest to Harry, a big, rangy man with matted grey hair and whiskers, whose black Death Eater's robes looked uncomfortably tight.
«انجامش بده،» مرد غریبهای که نزدیکترین به هری ایستاده بود، گفت، مردی بزرگ، دراز و باریک با موهای خاکستری درهم و سبیل، که لباسهای مشکیاش به طرز ناراحتکنندهای تنگ به نظر میرسید.
منبع: Harry Potter and the Half-Blood PrinceThere were streaks of gray in his mane of tawny hair and his bushy eyebrows; he had keen yellowish eyes behind a pair of wire-rimmed spectacles and a certain rangy, loping grace even though he walked with a slight limp.
راههای خاکستری در یال موهای قهوهایاش و ابروان پرپزشش وجود داشت؛ پشت یک جفت عینک با قاب سیم، چشمان تیز و زرد رنگی داشت و با وجود اینکه با یک لنگش راه میرفت، ظاهری دراز و باریک و باوقار داشت.
منبع: Harry Potter and the Half-Blood Princeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید