rants

[ایالات متحده]/rænts/
[بریتانیا]/rænts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکایت‌های بلند یا سخنرانی‌ها \nv. سوم شخص مفرد rant؛ با صدای بلند صحبت کردن یا شکایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

angry rants

خشمگین‌گویی‌ها

political rants

گویی‌های سیاسی

social rants

گویی‌های اجتماعی

daily rants

گویی‌های روزانه

online rants

گویی‌های آنلاین

humorous rants

گویی‌های خنده‌دار

short rants

گویی‌های کوتاه

public rants

گویی‌های عمومی

personal rants

گویی‌های شخصی

random rants

گویی‌های تصادفی

جملات نمونه

he often rants about the government.

او اغلب در مورد دولت غرغر می‌کند.

her rants on social media attract a lot of attention.

غرغرهای او در رسانه‌های اجتماعی توجه زیادی را به خود جلب می‌کند.

people love to listen to his rants during the podcast.

مردم عاشق گوش دادن به غرغرهای او در طول پادکست هستند.

he went on a rant about the unfair treatment at work.

او در مورد رفتار ناعادلانه در محل کار شروع به غرغر کرد.

her rants usually last for hours.

غرغرهای او معمولاً ساعت‌ها طول می‌کشد.

they often rant about the issues in their community.

آنها اغلب در مورد مشکلات جامعه خود غرغر می‌کنند.

his rants are filled with passion and frustration.

غرغرهای او پر از شور و خشم است.

she has a talent for turning her rants into comedy.

او استعداد تبدیل غرغرهای خود به کمدی را دارد.

online forums are full of rants about various topics.

تالارهای آنلاین پر از غرغرهایی در مورد موضوعات مختلف است.

his rants often lead to heated debates.

غرغرهای او اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید