rascalities

[ایالات متحده]/rɑːˈskæl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ræˈskæl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال بد یا رفتار شرور؛ رفتار شریرانه؛ کیفیت شریر بودن؛ گروهی از شریران

عبارات و ترکیب‌ها

rascality in action

رفت و روب بازی

childish rascality

کودکانه بازیگوشی

playful rascality

بازیگوشی سرگرم کننده

rascality revealed

افشای بازیگوشی

typical rascality

بازیگوشی معمول

rascality at play

بازیگوشی در جریان

rascality exposed

بازیگوشی آشکار شده

innocent rascality

بازیگوشی معصومانه

rascality unchecked

بازیگوشی کنترل نشده

rascality defined

تعریف بازیگوشی

جملات نمونه

his rascality got him into trouble at school.

رفت و روبی او باعث شد در مدرسه دچار مشکل شود.

despite his rascality, everyone loved him.

با وجود شرارتش، همه عاشق او بودند.

the rascality of the prankster was legendary.

شرارت شوخی‌باز افسانه‌ای بود.

she couldn't believe his rascality when he pulled that stunt.

او نمی‌توانست باور کند که با آن ادا و اطوارش چه کرده است.

rascality often leads to unexpected adventures.

شرارت اغلب منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره می‌شود.

his rascality was evident in his mischievous smile.

شرارتش در لبخند شیطنت‌آمیزش آشکار بود.

they admired his rascality but wished he would be more responsible.

آنها به شرارتش احترام می‌گذاشتند اما امیدوار بودند که بیشتر مسئولیت‌پذیر باشد.

the rascality of the children was both amusing and exhausting.

شرارت کودکان هم خنده‌دار و هم خسته‌کننده بود.

his rascality often got him out of boring situations.

شرارتش اغلب او را از موقعیت‌های خسته‌کننده خلاص می‌کرد.

the rascality of the dog made everyone laugh.

شرارت سگ باعث خنده همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید