rased

[ایالات متحده]/reɪzd/
[بریتانیا]/reɪzd/

ترجمه

v. از بین بردن (خاطرات و غیره)؛ نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rased eyebrows

ابروهای درهم

rased voice

صدای گرفته

rased questions

سوالات مطرح شده

rased hand

دست درهم

rased issues

مشکلات مطرح شده

rased concerns

نگرانی‌های مطرح شده

rased doubts

شک و تردیدها

rased remarks

نظرات مطرح شده

rased standards

استانداردهای مطرح شده

rased expectations

انتظارات مطرح شده

جملات نمونه

the building was rased to make way for a new park.

ساختمان برای ایجاد فضای پارک جدید تخریب شد.

after the fire, the old warehouse was rased completely.

پس از آتش‌سوزی، انبار قدیمی به طور کامل تخریب شد.

they rased the old structure to start fresh.

آنها سازه قدیمی را تخریب کردند تا شروعی دوباره داشته باشند.

the city council decided to have the abandoned houses rased.

شورای شهر تصمیم گرفت خانه‌های متروکه را تخریب کند.

plans were made to have the dilapidated school rased.

برای تخریب مدرسه فرسوده برنامه‌ریزی شد.

before construction, the site was rased of all previous buildings.

قبل از ساخت و ساز، محل از تمام ساختمان‌های قبلی پاکسازی شد.

the government announced that the old bridge would be rased.

دولت اعلام کرد که پل قدیمی تخریب خواهد شد.

they rased the old stadium to build a new one.

آنها استادیوم قدیمی را تخریب کردند تا یک استادیوم جدید بسازند.

many historic buildings were rased during the urban development.

در طول توسعه شهری، بسیاری از ساختمان‌های تاریخی تخریب شدند.

the factory was rased to reduce pollution in the area.

کارخانه تخریب شد تا آلودگی در منطقه کاهش یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید