wrote

[ایالات متحده]/rəʊt/
[بریتانیا]/roʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

wrote a book

یک کتاب نوشت

wrote an essay

یک مقاله نوشت

wrote a letter

یک نامه نوشت

wrote a story

یک داستان نوشت

wrote a song

یک آهنگ نوشت

wrote a report

یک گزارش نوشت

wrote a poem

یک شعر نوشت

wrote a script

یک فیلم‌نامه نوشت

wrote a novel

یک رمان نوشت

wrote a review

یک نقد نوشت

جملات نمونه

she wrote a beautiful poem.

او یک شعر زیبا نوشت.

he wrote a letter to his friend.

او نامه‌ای به دوستش نوشت.

they wrote a report on their findings.

آنها گزارشی در مورد یافته‌های خود نوشتند.

i wrote down the important points.

من نکات مهم را یادداشت کردم.

she wrote a novel last year.

او سال گذشته یک رمان نوشت.

he wrote a song for the concert.

او یک آهنگ برای کنسرت نوشت.

we wrote an article for the magazine.

ما یک مقاله برای مجله نوشتیم.

they wrote a script for the play.

آنها یک فیلمنامه برای نمایش نوشتند.

i wrote a diary every day.

من هر روز یک دفتر خاطرات می‌نوشتم.

she wrote a review of the movie.

او یک نقد از فیلم نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید