rattail

[ایالات متحده]/ˈrætˌteɪl/
[بریتانیا]/ˈrætˌteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دم بدون مو یک اسب؛ دم بدون مو یک اسب

عبارات و ترکیب‌ها

rattail comb

شانه دم مو

rattail braid

بافت دم مو

rattail fish

ماهی دم‌ترازا

rattail eel

مارماهی دم‌ترازا

rattail style

سبک دم مو

rattail tail

دم دم‌ترازا

rattail knot

گره دم مو

rattail yarn

نخ دم مو

rattail loop

حلقه دم مو

rattail whiskers

سبیل دم مو

جملات نمونه

he decided to grow a rattail hairstyle for the summer.

او تصمیم گرفت یک مدل موی دم اسبی برای تابستان رشد کند.

the rattail on his head swayed as he walked.

دم اسبی روی سرش با قدم زدنش به حرکت درآمد.

she tied her rattail with a colorful ribbon.

او دم اسبی خود را با یک روبان رنگارنگ بست.

rattails can be a fun way to express your individuality.

دم اسبی می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای بیان فردیت شما باشد.

he was teased for his rattail in school.

او به خاطر دم اسبی‌اش در مدرسه مورد تمسخر قرار گرفت.

she often styles her rattail with braids.

او اغلب دم اسبی خود را با بافت می‌آراید.

rattails are popular among certain youth subcultures.

دم اسبی در میان برخی از زیر فرهنگ‌های جوانان محبوب است.

he trimmed the rattail to keep it neat.

او دم اسبی را کوتاه کرد تا آن را مرتب نگه دارد.

she flaunted her rattail at the party.

او دم اسبی خود را در مهمانی به نمایش گذاشت.

rattails can be both stylish and practical.

دم اسبی می‌تواند هم شیک و هم کاربردی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید