Quoth the raven, "Nevermore.
گفت کلاغ، «هرگز دیگر.»
A raven perched high in the pine.
یک کلاغ در بالای درخت کاج نشسته بود.
black ravens emerged from the fog.
کلاغهای سیاه از مه بیرون آمدند.
the raven seemed a bird of evil omen.
کلاغ مانند پرنده ای با نشانههای بدی به نظر میرسید.
Dire Ravens in Blade's Edge Mountains now tameable.
راون های وخیم در کوه های Blade's Edge اکنون رام هستند.
Wheresoever the carcase is,there will the ravens be gathered together.
هر جا جسدی باشد، حتماً آنجا زاغها جمع شدهاند.
they turned on each other like ravening wolves.
آنها مانند گرگهای گرسنه به یکدیگر روی آوردند.
Her charming face was framed with raven hair.
چهره جذاب او با موهای سیاه جلب توجه میکرد.
crow; raven; rook; jackdaw; chough; magpie; jay.
گنجشک; کلاغ; زاغ; دارکوب; چلغون; مرغ مقلد; زاغ خالدار
1.crow; raven; rook; jackdaw; chough; magpie; jay.
1.گنجشک; کلاغ; زاغ; دارکوب; چلغون; مرغ مقلد; زاغ خالدار
a predatory bird; the rapacious wolf; raptorial birds; ravening wolves; a vulturine taste for offal.
پرنده درنده؛ گرگ طمعکار؛ پرندگان شکارچی؛ گرگهای گرسنه؛ علاقه قوی به احشاء.
Quoth the raven, "Nevermore.
گفت کلاغ، «هرگز دیگر.»
A raven perched high in the pine.
یک کلاغ در بالای درخت کاج نشسته بود.
black ravens emerged from the fog.
کلاغهای سیاه از مه بیرون آمدند.
the raven seemed a bird of evil omen.
کلاغ مانند پرنده ای با نشانههای بدی به نظر میرسید.
Dire Ravens in Blade's Edge Mountains now tameable.
راون های وخیم در کوه های Blade's Edge اکنون رام هستند.
Wheresoever the carcase is,there will the ravens be gathered together.
هر جا جسدی باشد، حتماً آنجا زاغها جمع شدهاند.
they turned on each other like ravening wolves.
آنها مانند گرگهای گرسنه به یکدیگر روی آوردند.
Her charming face was framed with raven hair.
چهره جذاب او با موهای سیاه جلب توجه میکرد.
crow; raven; rook; jackdaw; chough; magpie; jay.
گنجشک; کلاغ; زاغ; دارکوب; چلغون; مرغ مقلد; زاغ خالدار
1.crow; raven; rook; jackdaw; chough; magpie; jay.
1.گنجشک; کلاغ; زاغ; دارکوب; چلغون; مرغ مقلد; زاغ خالدار
a predatory bird; the rapacious wolf; raptorial birds; ravening wolves; a vulturine taste for offal.
پرنده درنده؛ گرگ طمعکار؛ پرندگان شکارچی؛ گرگهای گرسنه؛ علاقه قوی به احشاء.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید