razzing friends
مسخره کردن دوستان
razzing teammates
مسخره کردن هم تیمی ها
razzing each other
مسخره کردن یکدیگر
razzing someone
مسخره کردن کسی
razzing good-naturedly
مسخره کردن به صورت دوستانه
razzing jokes
مسخره کردن شوخی ها
razzing humor
مسخره کردن طنز
razzing banter
مسخره کردن گپ و گفت
razzing remarks
مسخره کردن نظرات
razzing style
مسخره کردن سبک
they were razzing him about his new haircut.
آنها داشتند او را به شوخی در مورد مدل موی جدیدش مسخره میکردند.
the team was razzing their coach after the loss.
تیم بعد از باخت، مربی خود را به شوخی مسخره کرد.
she loves razzing her brother whenever she can.
او هر زمان که میتواند، دوست دارد برادرش را به شوخی مسخره کند.
friends often enjoy razzing each other in a playful way.
دوستان اغلب از مسخره کردن یکدیگر به روشی بازیگوشانه لذت میبرند.
he took the razzing from his colleagues in good humor.
او با روحیه خوب، مسخره شدن همکارانش را پذیرفت.
the kids were razzing their teacher about the quiz.
بچهها داشتند درباره امتحان، معلم خود را به شوخی مسخره میکردند.
she couldn't help razzing him about his favorite band.
او نتوانست جلوی این را بگیرد که او را در مورد گروه موسیقی مورد علاقهاش به شوخی مسخره کند.
they enjoy razzing each other during game nights.
آنها از مسخره کردن یکدیگر در طول شبهای بازی لذت میبرند.
he was razzing her for being late to the party.
او او را به دلیل دیر رسیدن به مهمانی مسخره میکرد.
the group was razzing their friend for his bad jokes.
گروه دوستشان را به دلیل شوخیهای بدش مسخره میکرد.
razzing friends
مسخره کردن دوستان
razzing teammates
مسخره کردن هم تیمی ها
razzing each other
مسخره کردن یکدیگر
razzing someone
مسخره کردن کسی
razzing good-naturedly
مسخره کردن به صورت دوستانه
razzing jokes
مسخره کردن شوخی ها
razzing humor
مسخره کردن طنز
razzing banter
مسخره کردن گپ و گفت
razzing remarks
مسخره کردن نظرات
razzing style
مسخره کردن سبک
they were razzing him about his new haircut.
آنها داشتند او را به شوخی در مورد مدل موی جدیدش مسخره میکردند.
the team was razzing their coach after the loss.
تیم بعد از باخت، مربی خود را به شوخی مسخره کرد.
she loves razzing her brother whenever she can.
او هر زمان که میتواند، دوست دارد برادرش را به شوخی مسخره کند.
friends often enjoy razzing each other in a playful way.
دوستان اغلب از مسخره کردن یکدیگر به روشی بازیگوشانه لذت میبرند.
he took the razzing from his colleagues in good humor.
او با روحیه خوب، مسخره شدن همکارانش را پذیرفت.
the kids were razzing their teacher about the quiz.
بچهها داشتند درباره امتحان، معلم خود را به شوخی مسخره میکردند.
she couldn't help razzing him about his favorite band.
او نتوانست جلوی این را بگیرد که او را در مورد گروه موسیقی مورد علاقهاش به شوخی مسخره کند.
they enjoy razzing each other during game nights.
آنها از مسخره کردن یکدیگر در طول شبهای بازی لذت میبرند.
he was razzing her for being late to the party.
او او را به دلیل دیر رسیدن به مهمانی مسخره میکرد.
the group was razzing their friend for his bad jokes.
گروه دوستشان را به دلیل شوخیهای بدش مسخره میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید