pranking

[ایالات متحده]/ˈpræŋkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpræŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شوخی یا لطیفه
vt. تزئین کردن یا لباس پوشاندن
vi. خود را نشان دادن یا به طور شیطنت‌آمیز عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pranking friends

مسخره کردن دوستان

pranking family

مسخره کردن خانواده

pranking online

مسخره کردن آنلاین

pranking coworkers

مسخره کردن همکاران

pranking strangers

مسخره کردن غریبه ها

pranking pets

مسخره کردن حیوانات خانگی

pranking kids

مسخره کردن بچه ها

pranking teachers

مسخره کردن معلمان

pranking partners

مسخره کردن شرکا

pranking neighbors

مسخره کردن همسایگان

جملات نمونه

pranking your friends can be a lot of fun.

سرگرم کردن دوستانتان می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

he enjoys pranking his coworkers during the office party.

او از دست گرفتن همکارانش در مهمانی اداری لذت می‌برد.

they spent the afternoon pranking each other.

آنها بعد از ظهر را با دست گرفتن یکدیگر گذراندند.

she got in trouble for pranking the teacher.

او به دلیل دست گرفتن معلم در دردسر افتاد.

pranking can sometimes go too far.

دست گرفتن گاهی اوقات می‌تواند خیلی پیش برود.

he recorded a video of his pranking adventures.

او یک ویدیو از ماجراهای دست‌گیری خود ضبط کرد.

pranking is a popular trend among teenagers.

دست گرفتن یک روند محبوب در بین نوجوانان است.

they planned an elaborate pranking scheme.

آنها یک طرح پیچیده برای دست گرفتن برنامه‌ریزی کردند.

she has a talent for pranking her family.

او استعداد دست گرفتن خانواده‌اش را دارد.

pranking is all fun and games until someone gets hurt.

دست گرفتن فقط سرگرمی است تا زمانی که کسی آسیب ببیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید