reaccess

[ایالات متحده]/ˌriːˈæksɛs/
[بریتانیا]/ˌriːˈæksɛs/

ترجمه

n. عمل ورود دوباره یا نزدیک شدن به تازگی

عبارات و ترکیب‌ها

reaccess data

داده‌های مجدد دسترسی

reaccess account

دسترسی مجدد به حساب

reaccess information

دسترسی مجدد به اطلاعات

reaccess system

دسترسی مجدد به سیستم

reaccess files

دسترسی مجدد به فایل‌ها

reaccess resources

دسترسی مجدد به منابع

reaccess platform

دسترسی مجدد به پلتفرم

reaccess services

دسترسی مجدد به خدمات

reaccess site

دسترسی مجدد به سایت

reaccess content

دسترسی مجدد به محتوا

جملات نمونه

the team needs to reaccess the project requirements.

تیم باید الزامات پروژه را دوباره بررسی کند.

after the update, we should reaccess the system's performance.

پس از به‌روزرسانی، باید عملکرد سیستم را دوباره بررسی کرد.

it's important to reaccess your goals regularly.

به طور منظم اهداف خود را دوباره بررسی کنید.

we will reaccess the data to ensure its accuracy.

ما داده ها را دوباره بررسی خواهیم کرد تا از صحت آنها اطمینان حاصل کنیم.

the committee will reaccess the funding proposals next month.

کمیته ماه آینده پیشنهادات بودجه را دوباره بررسی خواهد کرد.

she decided to reaccess her priorities after the meeting.

او تصمیم گرفت پس از جلسه اولویت های خود را دوباره بررسی کند.

they need to reaccess their strategy to improve sales.

آنها باید استراتژی خود را برای بهبود فروش دوباره بررسی کنند.

we should reaccess the risks involved in the project.

ما باید خطرات مرتبط با پروژه را دوباره بررسی کنیم.

the manager asked the team to reaccess their performance metrics.

مدیر از تیم خواست تا معیارهای عملکرد خود را دوباره بررسی کنند.

to adapt to changes, we must reaccess our approach.

برای سازگاری با تغییرات، باید رویکرد خود را دوباره بررسی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید