reactivated account
حساب مجددًا فعال شده
reactivated service
سرویس مجددًا فعال شده
reactivated subscription
اشتراک مجددًا فعال شده
reactivated feature
ویژگی مجددًا فعال شده
reactivated profile
پروفایل مجددًا فعال شده
reactivated license
مجوز مجددًا فعال شده
reactivated system
سیستم مجددًا فعال شده
reactivated device
دستگاه مجددًا فعال شده
reactivated access
دسترسی مجددًا فعال شده
reactivated connection
اتصال مجددًا فعال شده
the system was reactivated after maintenance.
سیستم پس از نگهداری دوباره فعال شد.
she reactivated her subscription to the magazine.
او اشتراک خود را در مجله دوباره فعال کرد.
the project was reactivated due to new funding.
به دلیل تامین مالی جدید، پروژه دوباره فعال شد.
after the update, the software was reactivated automatically.
پس از بهروزرسانی، نرمافزار بهطور خودکار دوباره فعال شد.
he reactivated his old social media account.
او حساب کاربری قدیمی خود را در رسانههای اجتماعی دوباره فعال کرد.
the team reactivated their training program.
تیم برنامه آموزشی خود را دوباره فعال کرد.
the device was reactivated with a simple reset.
دستگاه با یک تنظیم مجدد ساده دوباره فعال شد.
they reactivated the marketing campaign last month.
آنها کمپین بازاریابی را ماه گذشته دوباره فعال کردند.
after a year, the account was finally reactivated.
پس از یک سال، حساب کاربری سرانجام دوباره فعال شد.
the service was reactivated to meet customer demand.
خدمات برای پاسخگویی به تقاضای مشتری دوباره فعال شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید