reaffirming

[ایالات متحده]/ˌriːəˈfɜːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːəˈfɜrmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از reaffirm

عبارات و ترکیب‌ها

reaffirming support

تأیید مجدد حمایت

reaffirming commitment

تأیید مجدد تعهد

reaffirming values

تأیید مجدد ارزش‌ها

reaffirming trust

تأیید مجدد اعتماد

reaffirming goals

تأیید مجدد اهداف

reaffirming principles

تأیید مجدد اصول

reaffirming unity

تأیید مجدد وحدت

reaffirming relationships

تأیید مجدد روابط

reaffirming beliefs

تأیید مجدد باورها

reaffirming intentions

تأیید مجدد قصد و نیت

جملات نمونه

reaffirming our commitment to sustainability is essential.

تأکید مجدد بر تعهد ما به پایداری ضروری است.

the leader is reaffirming the importance of teamwork.

رهبر بر اهمیت کار گروهی تأکید مجدد می کند.

she is reaffirming her support for the project.

او از حمایت خود از پروژه تأیید مجدد می کند.

reaffirming our values helps build trust.

تأکید مجدد بر ارزش های ما به ایجاد اعتماد کمک می کند.

the company is reaffirming its dedication to customer service.

شرکت متعهد خود را به خدمات مشتری تأیید مجدد می کند.

he is reaffirming his promise to complete the work on time.

او وعده خود را برای اتمام کار به موقع تأیید مجدد می کند.

reaffirming our goals can motivate the team.

تأکید مجدد بر اهداف ما می تواند تیم را تشویق کند.

the organization is reaffirming its stance on human rights.

سازمان موضع خود را در مورد حقوق بشر تأیید مجدد می کند.

reaffirming friendships can strengthen bonds.

تأکید مجدد بر دوستی ها می تواند پیوندها را تقویت کند.

she is reaffirming her belief in the power of education.

او باور خود را به قدرت آموزش تأیید مجدد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید