finally realised
متوجه شد در نهایت
fully realised
به طور کامل متوجه شد
suddenly realised
ناگهان متوجه شد
I realised I was becoming increasingly depressed and apathetic.
من متوجه شدم که به طور فزایندهای دچار افسردگی و بیحسی شدهام.
It should be realised that ovalisation of the 22mm outer diameter pipes was minimal and difficult to measure.
باید توجه داشت که بیضی شدن لوله های با قطر بیرونی 22 میلی متری جزئی و اندازهگیری آن دشوار بود.
When we realised we were being filmed, we all started behaving differently, hamming it up for the cameras.
وقتی متوجه شدیم که فیلمبرداری میشویم، همه شروع به رفتار متفاوت کردند و برای دوربینها اغراق میکردند.
Only small amounts of wurtzite boron nitride and lonsdaleite exist naturally or have been made in the lab so until now no one had realised their superior strength.
فقط مقادیر کمی از بورونیترید ورتزیت و لونزدیلیت به طور طبیعی وجود دارد یا در آزمایشگاه ساخته شده است، بنابراین تا به حال کسی متوجه نشده است که آنها چه استحکام بالایی دارند.
At first he was most dictatorial and aggressive in what he said,but when he realised that he would get nowhere by that means,he began to sing another tune.
در ابتدا او بسیار خودکامه و تهاجمی صحبت میکرد، اما وقتی متوجه شد که با این روش به جایی نخواهد رسید، شروع به خواندن یک آهنگ دیگر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید