reality-based

[ایالات متحده]/[ˈriːəlti beɪst]/
[بریتانیا]/[ˈrɪələti beɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتنی بر یا بازتابی از واقعیت؛ غیر خیالی یا ساختگی؛ سرر کار با یا مربوط به واقعیت ها و مدارک؛ داشتن درک روشن و تعامل با جهان واقعی.

عبارات و ترکیب‌ها

reality-based assessment

ارزیابی مبتنی بر واقعیت

reality-based approach

رویکرد مبتنی بر واقعیت

reality-based decisions

تصمیمات مبتنی بر واقعیت

being reality-based

واقعی بودن

reality-based program

برنامه مبتنی بر واقعیت

reality-based training

آموزش مبتنی بر واقعیت

reality-based solutions

راه حل های مبتنی بر واقعیت

a reality-based view

دیدگاه مبتنی بر واقعیت

reality-based analysis

تجزیه و تحلیل مبتنی بر واقعیت

reality-based planning

برنامه ریزی مبتنی بر واقعیت

جملات نمونه

the film's success proved that a reality-based approach could still resonate with audiences.

موفقیت فیلم ثابت کرد که یک رویکرد مبتنی بر واقعیت هنوز می‌تواند با مخاطبان همخوانی داشته باشد.

we need a reality-based assessment of the project's current status.

ما به یک ارزیابی واقع‌بینانه از وضعیت فعلی پروژه نیاز داریم.

his reality-based novel explores the complexities of family relationships.

رمان واقع‌گرایانه او پیچیدگی‌های روابط خانوادگی را بررسی می‌کند.

the company adopted a reality-based marketing strategy to target a wider demographic.

شرکت یک استراتژی بازاریابی واقع‌بینانه را برای هدف قرار دادن یک گروه جمعیتی گسترده‌تر اتخاذ کرد.

it's important to maintain a reality-based perspective when making financial decisions.

هنگام اتخاذ تصمیمات مالی مهم است که یک دیدگاه واقع‌بینانه را حفظ کنید.

the training program emphasized a reality-based approach to customer service.

برنامه آموزشی بر یک رویکرد واقع‌بینانه به خدمات مشتری تأکید داشت.

a reality-based analysis revealed significant flaws in the existing system.

یک تحلیل واقع‌بینانه نقص‌های قابل توجهی در سیستم موجود را نشان داد.

the politician advocated for a reality-based approach to solving the economic crisis.

سیاستمدار از یک رویکرد واقع‌بینانه برای حل بحران اقتصادی حمایت کرد.

we value a reality-based approach to problem-solving in our team.

ما یک رویکرد واقع‌بینانه به حل مسئله را در تیم خود ارزش می‌گذاریم.

the documentary offered a stark, reality-based portrayal of life in the slums.

مستند تصویری تند و واقع‌بینانه از زندگی در حاشیه نشین‌ها ارائه داد.

the therapist encouraged a reality-based approach to managing anxiety.

درمانگر یک رویکرد واقع‌بینانه برای مدیریت اضطراب را تشویق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید