reamed

[ایالات متحده]/riːmd/
[بریتانیا]/riːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از ream؛ داشتن بسیاری از کلمات نوشته شده

عبارات و ترکیب‌ها

reamed out

بیرون شده با ریمر

reamed pipe

لوله ریم شده

reamed hole

سوراخ ریم شده

reamed edges

لبه‌های ریم شده

reamed material

مواد ریم شده

reamed section

بخش ریم شده

reamed surface

سطح ریم شده

reamed cylinder

سیلندر ریم شده

reamed fitting

اتصال ریم شده

reamed edge

لبه ریم شده

جملات نمونه

he reamed out the hole to make it larger.

او سوراخ را گشاد کرد تا بزرگتر شود.

the mechanic reamed the cylinder for better performance.

مکانیک سیلندر را برای بهبود عملکرد تراشید.

she reamed her pencil to a fine point for drawing.

او مداد خود را به یک نوک تیز برای طراحی تراشید.

the plumber reamed the pipe to remove the blockage.

لوله کش لوله را برای رفع انسداد تراشید.

he reamed the metal to fit the new part.

او فلز را برای نصب قطعه جدید تراشید.

the team reamed the holes for the new installation.

تیم سوراخ ها را برای نصب جدید تراشید.

the carpenter reamed the wood to ensure a snug fit.

نجار چوب را برای اطمینان از تناسب مناسب تراشید.

she carefully reamed the hole to avoid damaging the material.

او با دقت سوراخ را برای جلوگیری از آسیب رساندن به مواد تراشید.

the engineer reamed the components for the assembly.

مهندس قطعات را برای مونتاژ تراشید.

after reaming, the fit was perfect for the new screws.

پس از تراشیدن، تناسب برای پیچ های جدید عالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید