reamed out
بیرون شده با ریمر
reamed pipe
لوله ریم شده
reamed hole
سوراخ ریم شده
reamed edges
لبههای ریم شده
reamed material
مواد ریم شده
reamed section
بخش ریم شده
reamed surface
سطح ریم شده
reamed cylinder
سیلندر ریم شده
reamed fitting
اتصال ریم شده
reamed edge
لبه ریم شده
he reamed out the hole to make it larger.
او سوراخ را گشاد کرد تا بزرگتر شود.
the mechanic reamed the cylinder for better performance.
مکانیک سیلندر را برای بهبود عملکرد تراشید.
she reamed her pencil to a fine point for drawing.
او مداد خود را به یک نوک تیز برای طراحی تراشید.
the plumber reamed the pipe to remove the blockage.
لوله کش لوله را برای رفع انسداد تراشید.
he reamed the metal to fit the new part.
او فلز را برای نصب قطعه جدید تراشید.
the team reamed the holes for the new installation.
تیم سوراخ ها را برای نصب جدید تراشید.
the carpenter reamed the wood to ensure a snug fit.
نجار چوب را برای اطمینان از تناسب مناسب تراشید.
she carefully reamed the hole to avoid damaging the material.
او با دقت سوراخ را برای جلوگیری از آسیب رساندن به مواد تراشید.
the engineer reamed the components for the assembly.
مهندس قطعات را برای مونتاژ تراشید.
after reaming, the fit was perfect for the new screws.
پس از تراشیدن، تناسب برای پیچ های جدید عالی بود.
reamed out
بیرون شده با ریمر
reamed pipe
لوله ریم شده
reamed hole
سوراخ ریم شده
reamed edges
لبههای ریم شده
reamed material
مواد ریم شده
reamed section
بخش ریم شده
reamed surface
سطح ریم شده
reamed cylinder
سیلندر ریم شده
reamed fitting
اتصال ریم شده
reamed edge
لبه ریم شده
he reamed out the hole to make it larger.
او سوراخ را گشاد کرد تا بزرگتر شود.
the mechanic reamed the cylinder for better performance.
مکانیک سیلندر را برای بهبود عملکرد تراشید.
she reamed her pencil to a fine point for drawing.
او مداد خود را به یک نوک تیز برای طراحی تراشید.
the plumber reamed the pipe to remove the blockage.
لوله کش لوله را برای رفع انسداد تراشید.
he reamed the metal to fit the new part.
او فلز را برای نصب قطعه جدید تراشید.
the team reamed the holes for the new installation.
تیم سوراخ ها را برای نصب جدید تراشید.
the carpenter reamed the wood to ensure a snug fit.
نجار چوب را برای اطمینان از تناسب مناسب تراشید.
she carefully reamed the hole to avoid damaging the material.
او با دقت سوراخ را برای جلوگیری از آسیب رساندن به مواد تراشید.
the engineer reamed the components for the assembly.
مهندس قطعات را برای مونتاژ تراشید.
after reaming, the fit was perfect for the new screws.
پس از تراشیدن، تناسب برای پیچ های جدید عالی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید