reanimating

[ایالات متحده]/ˌriːˈænɪmeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈænɪˌmeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل احیای زندگی یا آگاهی

عبارات و ترکیب‌ها

reanimating dreams

بازسازی رویاها

reanimating hope

بازسازی امید

reanimating spirit

بازسازی روحیه

reanimating memories

بازسازی خاطرات

reanimating ideas

بازسازی ایده‌ها

reanimating passion

بازسازی اشتیاق

reanimating interest

بازسازی علاقه

reanimating culture

بازسازی فرهنگ

reanimating creativity

بازسازی خلاقیت

reanimating relationships

بازسازی روابط

جملات نمونه

the doctor is focused on reanimating the patient.

پزشک بر احیای مجدد بیمار تمرکز دارد.

reanimating the old project could bring new opportunities.

احیای مجدد پروژه قدیمی می‌تواند فرصت‌های جدیدی به ارمغان بیاورد.

they are reanimating the brand with a fresh marketing strategy.

آنها در حال احیای مجدد برند با یک استراتژی بازاریابی جدید هستند.

the team is dedicated to reanimating the community garden.

تیم به احیای مجدد باغچه محلی اختصاص داده شده است.

reanimating traditional crafts can preserve cultural heritage.

احیای مجدد هنرهای سنتی می‌تواند میراث فرهنگی را حفظ کند.

the film aims at reanimating interest in classic literature.

فیلم به احیای مجدد علاقه به ادبیات کلاسیک می‌پردازد.

reanimating the old traditions is important for the festival.

احیای مجدد سنت‌های قدیمی برای جشنواره مهم است.

she is reanimating her passion for painting after many years.

او پس از سال‌ها، اشتیاق خود را به نقاشی دوباره زنده می‌کند.

the scientists are reanimating extinct species in the lab.

دانشمندان گونه‌های منقرض‌شده را در آزمایشگاه دوباره زنده می‌کنند.

reanimating the discussion about climate change is crucial.

احیای مجدد بحث در مورد تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید