reanimating dreams
بازسازی رویاها
reanimating hope
بازسازی امید
reanimating spirit
بازسازی روحیه
reanimating memories
بازسازی خاطرات
reanimating ideas
بازسازی ایدهها
reanimating passion
بازسازی اشتیاق
reanimating interest
بازسازی علاقه
reanimating culture
بازسازی فرهنگ
reanimating creativity
بازسازی خلاقیت
reanimating relationships
بازسازی روابط
the doctor is focused on reanimating the patient.
پزشک بر احیای مجدد بیمار تمرکز دارد.
reanimating the old project could bring new opportunities.
احیای مجدد پروژه قدیمی میتواند فرصتهای جدیدی به ارمغان بیاورد.
they are reanimating the brand with a fresh marketing strategy.
آنها در حال احیای مجدد برند با یک استراتژی بازاریابی جدید هستند.
the team is dedicated to reanimating the community garden.
تیم به احیای مجدد باغچه محلی اختصاص داده شده است.
reanimating traditional crafts can preserve cultural heritage.
احیای مجدد هنرهای سنتی میتواند میراث فرهنگی را حفظ کند.
the film aims at reanimating interest in classic literature.
فیلم به احیای مجدد علاقه به ادبیات کلاسیک میپردازد.
reanimating the old traditions is important for the festival.
احیای مجدد سنتهای قدیمی برای جشنواره مهم است.
she is reanimating her passion for painting after many years.
او پس از سالها، اشتیاق خود را به نقاشی دوباره زنده میکند.
the scientists are reanimating extinct species in the lab.
دانشمندان گونههای منقرضشده را در آزمایشگاه دوباره زنده میکنند.
reanimating the discussion about climate change is crucial.
احیای مجدد بحث در مورد تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید