reassembles

[ایالات متحده]/ˌriːəˈzɛmblz/
[بریتانیا]/ˌriːəˈzɛmblz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره به هم وصل کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

reassembles the team

تیم را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the parts

قطعات را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the data

داده‌ها را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the pieces

قطعات را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the project

پروژه را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the information

اطلاعات را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the structure

ساختار را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the components

اجزا را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the system

سیستم را دوباره اسمبل می‌کند

reassembles the elements

عناصر را دوباره اسمبل می‌کند

جملات نمونه

the technician reassembles the computer after repairs.

تکنسین پس از تعمیرات، دوباره کامپیوتر را مونتاژ می‌کند.

she carefully reassembles the puzzle pieces.

او با دقت قطعات پازل را دوباره مونتاژ می‌کند.

the team reassembles the project plan for better clarity.

تیم برای وضوح بیشتر، طرح پروژه را دوباره مونتاژ می‌کند.

he reassembles the model airplane with precision.

او هواپیمای مدل را با دقت دوباره مونتاژ می‌کند.

the artist reassembles the broken sculpture.

هنرمند مجسمه شکسته را دوباره مونتاژ می‌کند.

after the storm, they reassemble the tent.

بعد از طوفان، آن‌ها چادر را دوباره مونتاژ می‌کنند.

the engineer reassembles the machinery for testing.

مهندس ماشین‌آلات را برای آزمایش دوباره مونتاژ می‌کند.

the committee reassembles to discuss the new proposals.

کمیته برای بحث در مورد پیشنهادات جدید دوباره تشکیل می‌شود.

she reassembles her notes before the presentation.

او یادداشت‌های خود را قبل از ارائه دوباره مونتاژ می‌کند.

the team reassembles after the holiday break.

تیم پس از تعطیلات دوباره تشکیل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید