reattaching

[ایالات متحده]/[riːˈtætʃɪŋ]/
[بریتانیا]/[riːˈtætʃɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره پیوستن؛ دوباره چیزی را به هم پیوستن؛ دوباره متصل یا محکم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

reattaching the handle

پیش از اتصال مجدد دسته

after reattaching

پس از اتصال مجدد

reattaching wires

اتصال مجدد سیم‌ها

reattaching components

اتصال مجدد قطعات

reattaching the lid

اتصال مجدد کلاهک

reattaching parts

اتصال مجدد قطعات

reattaching a panel

اتصال مجدد یک پنل

reattaching the screen

اتصال مجدد صفحه نمایش

reattaching the bracket

اتصال مجدد میلگرد

reattaching securely

اتصال مجدد به طور ایمن

جملات نمونه

i'm reattaching the rearview mirror after it fell off during the car wash.

من دوباره آینه عقب را پس از اینکه در حین شستن ماشین از آن جدا شد، به آن متصل می‌کنم.

after removing the damaged panel, i started reattaching the wiring harness.

پس از حذف پنل آسیب دیده، شروع به دوباره متصل کردن کابل‌های برقی کردم.

he was carefully reattaching the decorative molding to the wall.

او با دقت دوباره چسباندن چسبنما زیبایی را به دیوار انجام می‌داد.

the technician is reattaching the sensor to the circuit board.

تکنیسیون دوباره سنسور را به مدار چاپی متصل می‌کند.

she spent the afternoon reattaching the christmas lights to the tree.

او بعدازظهر را صرف دوباره چسباندن لامپ‌های عید به درخت کرد.

we need to finish reattaching the roof tiles before the rain starts.

ما باید قبل از شروع باران، کاشی‌های سقف را دوباره به هم متصل کنیم.

he's reattaching the handle to the suitcase after losing the screw.

او پس از از دست دادن چرخ، دوباره دسته را به چمدان متصل می‌کند.

the museum staff are reattaching the broken pieces of the pottery.

کارکنان موزه قطعات شکسته گوه را دوباره به هم متصل می‌کنند.

i'm reattaching the safety clip to the backpack strap for added security.

من چرخ امنیتی را دوباره به کمربند کیف دستی متصل می‌کنم تا امنیت بیشتری داشته باشد.

after cleaning the area, he began reattaching the bumper to the car.

پس از تمیز کردن منطقه، او شروع به دوباره متصل کردن چرخ دوچرخه به ماشین کرد.

she's reattaching the keyboard to the computer after a quick cleaning.

او پس از تمیز کردن سریع، دوباره کیبورد را به کامپیوتر متصل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید