reaving

[ایالات متحده]/ˈriːvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈriːvɪŋ/

ترجمه

v. عمل برداشتن یا دزدی

عبارات و ترکیب‌ها

reaving bandits

راهزن‌ها

reaving attacks

حملات غارتگران

reaving raids

غارت‌ها

reaving warriors

جنگجویان غارتگر

reaving ships

کشتی‌های غارتگر

reaving parties

گروه‌های غارتگر

reaving tribes

قبایل غارتگر

reaving expeditions

سرکشی‌های غارتگرانه

reaving legends

افسانه های غارتگری

reaving history

تاریخ غارتگری

جملات نمونه

the pirates were known for reaving coastal villages.

دزدان دریایی به خاطر غارت روستاهای ساحلی مشهور بودند.

reaving was a common practice during the dark ages.

غارت یک عمل رایج در دوران تاریک بود.

they told tales of reaving and conquest.

آنها داستان‌هایی از غارت و فتح تعریف کردند.

the reaving of resources led to conflict.

غارت منابع منجر به درگیری شد.

reaving was often romanticized in literature.

غارت اغلب در ادبیات رمانتیک در نظر گرفته می شد.

he dreamed of reaving the riches of distant lands.

او رویای غارت ثروت سرزمین های دور را داشت.

the reaving of livestock devastated the farmers.

غارت دامداران کشاورزان را ویران کرد.

reaving became a way of life for some tribes.

غارت برای برخی قبایل به یک راه زندگی تبدیل شد.

they faced consequences for their reaving actions.

آنها برای اقدامات غارت خود با عواقب روبرو شدند.

legends spoke of heroes who stopped the reaving.

افسانه ها از قهرمانانی صحبت می کرد که غارت را متوقف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید