reaving bandits
راهزنها
reaving attacks
حملات غارتگران
reaving raids
غارتها
reaving warriors
جنگجویان غارتگر
reaving ships
کشتیهای غارتگر
reaving parties
گروههای غارتگر
reaving tribes
قبایل غارتگر
reaving expeditions
سرکشیهای غارتگرانه
reaving legends
افسانه های غارتگری
reaving history
تاریخ غارتگری
the pirates were known for reaving coastal villages.
دزدان دریایی به خاطر غارت روستاهای ساحلی مشهور بودند.
reaving was a common practice during the dark ages.
غارت یک عمل رایج در دوران تاریک بود.
they told tales of reaving and conquest.
آنها داستانهایی از غارت و فتح تعریف کردند.
the reaving of resources led to conflict.
غارت منابع منجر به درگیری شد.
reaving was often romanticized in literature.
غارت اغلب در ادبیات رمانتیک در نظر گرفته می شد.
he dreamed of reaving the riches of distant lands.
او رویای غارت ثروت سرزمین های دور را داشت.
the reaving of livestock devastated the farmers.
غارت دامداران کشاورزان را ویران کرد.
reaving became a way of life for some tribes.
غارت برای برخی قبایل به یک راه زندگی تبدیل شد.
they faced consequences for their reaving actions.
آنها برای اقدامات غارت خود با عواقب روبرو شدند.
legends spoke of heroes who stopped the reaving.
افسانه ها از قهرمانانی صحبت می کرد که غارت را متوقف کردند.
reaving bandits
راهزنها
reaving attacks
حملات غارتگران
reaving raids
غارتها
reaving warriors
جنگجویان غارتگر
reaving ships
کشتیهای غارتگر
reaving parties
گروههای غارتگر
reaving tribes
قبایل غارتگر
reaving expeditions
سرکشیهای غارتگرانه
reaving legends
افسانه های غارتگری
reaving history
تاریخ غارتگری
the pirates were known for reaving coastal villages.
دزدان دریایی به خاطر غارت روستاهای ساحلی مشهور بودند.
reaving was a common practice during the dark ages.
غارت یک عمل رایج در دوران تاریک بود.
they told tales of reaving and conquest.
آنها داستانهایی از غارت و فتح تعریف کردند.
the reaving of resources led to conflict.
غارت منابع منجر به درگیری شد.
reaving was often romanticized in literature.
غارت اغلب در ادبیات رمانتیک در نظر گرفته می شد.
he dreamed of reaving the riches of distant lands.
او رویای غارت ثروت سرزمین های دور را داشت.
the reaving of livestock devastated the farmers.
غارت دامداران کشاورزان را ویران کرد.
reaving became a way of life for some tribes.
غارت برای برخی قبایل به یک راه زندگی تبدیل شد.
they faced consequences for their reaving actions.
آنها برای اقدامات غارت خود با عواقب روبرو شدند.
legends spoke of heroes who stopped the reaving.
افسانه ها از قهرمانانی صحبت می کرد که غارت را متوقف کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید