recalculating

[ایالات متحده]/ˌriːˈkæl.kjʊ.leɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈkæl.kjə.leɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره یا به طور متفاوت محاسبه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recalculating route

محاسبه مجدد مسیر

recalculating position

محاسبه مجدد موقعیت

recalculating speed

محاسبه مجدد سرعت

recalculating costs

محاسبه مجدد هزینه ها

recalculating data

محاسبه مجدد داده ها

recalculating values

محاسبه مجدد مقادیر

recalculating results

محاسبه مجدد نتایج

recalculating estimates

محاسبه مجدد تخمین ها

recalculating time

محاسبه مجدد زمان

recalculating distance

محاسبه مجدد فاصله

جملات نمونه

the gps is recalculating the route due to traffic.

دستگاه GPS در حال محاسبه مجدد مسیر به دلیل ترافیک است.

after missing the turn, the app started recalculating.

پس از جا زدن، برنامه شروع به محاسبه مجدد کرد.

recalculating the budget is necessary for this project.

محاسبه مجدد بودجه برای این پروژه ضروری است.

the system is recalculating your score based on the new data.

سیستم در حال محاسبه مجدد امتیاز شما بر اساس داده های جدید است.

they are recalculating the estimates for the construction costs.

آنها در حال محاسبه مجدد برآوردها برای هزینه های ساخت و ساز هستند.

recalculating the statistics revealed some interesting trends.

محاسبه مجدد آمارها روند های جالب توجهی را نشان داد.

she spent hours recalculating her grades for the semester.

او ساعت ها وقت خود را صرف محاسبه مجدد نمرات خود برای ترم کرد.

the software keeps recalculating the final results.

نرم افزار دائماً در حال محاسبه مجدد نتایج نهایی است.

recalculating the plan helped them find a better solution.

محاسبه مجدد طرح به آنها کمک کرد تا راه حل بهتری پیدا کنند.

he is recalculating the time needed to complete the task.

او در حال محاسبه مجدد زمان مورد نیاز برای تکمیل وظیفه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید