recessing

[ایالات متحده]/rɪˈsɛsɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈsɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل قرار دادن چیزی در یک فرورفتگی؛ ایجاد یک دیوار فرورفته یا ایجاد یک niche؛ استراحت کردن یا فرورفتگی ایجاد کردن؛ ایجاد یک شیار

عبارات و ترکیب‌ها

recessing light

نور فرورفتگی

recessing panel

صفحه فرورفتگی

recessing drawer

کشوی فرورفتگی

recessing trim

تریم فرورفتگی

recessing shelf

قفسه فرورفتگی

recessing groove

شیار فرورفتگی

recessing edge

لبه فرورفتگی

recessing bracket

براکت فرورفتگی

recessing socket

ساکت فرورفتگی

recessing area

ناحیه فرورفتگی

جملات نمونه

recessing the lights can create a more modern look.

پس‌زدن چراغ‌ها می‌تواند ظاهری مدرن‌تر ایجاد کند.

we are recessing the windows to improve energy efficiency.

ما در حال پس‌زدن پنجره‌ها برای بهبود بهره‌وری انرژی هستیم.

recessing the shelves helped maximize the available space.

پس‌زدن قفسه‌ها به حداکثر رساندن فضای موجود کمک کرد.

she suggested recessing the cabinets for a sleek design.

او پیشنهاد کرد که کابینت‌ها را برای طراحی شیک پس‌زده شوند.

the architect proposed recessing the entrance for better aesthetics.

معمار پیشنهاد کرد که ورودی را برای زیبایی بیشتر پس‌زده شود.

recessing the plumbing can make the bathroom look cleaner.

پس‌زدن لوله‌کشی می‌تواند باعث شود حمام تمیزتر به نظر برسد.

they are recessing the audio speakers for improved sound quality.

آنها در حال پس‌زدن بلندگوهای صوتی برای بهبود کیفیت صدا هستند.

recessing the furniture can help create a more open atmosphere.

پس‌زدن مبلمان می‌تواند به ایجاد فضایی بازتر کمک کند.

he is interested in recessing the fireplace for a contemporary style.

او به پس‌زدن شومینه برای یک سبک معاصر علاقه دارد.

recessing the television into the wall saves space.

پس‌زدن تلویزیون به دیوار باعث صرفه‌جویی در فضا می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید