recission

[ایالات متحده]/rɪˈsɪʃ.ən/
[بریتانیا]/rɪˈsɪʃ.ən/

ترجمه

n. اقدام رسمی برای لغو یا باطل کردن چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

recission notice

ابطال اعلامیه

recission clause

بند ابطال

recission period

دوره ابطال

recission agreement

توافقنامه ابطال

recission rights

حقوق ابطال

recission action

اقدام ابطال

recission request

درخواست ابطال

recission policy

سیاست ابطال

recission process

فرآیند ابطال

recission provision

ماده ابطال

جملات نمونه

the company faced a recission of their contract.

شرکت با ابطال قرارداد خود روبرو شد.

due to the economic downturn, many businesses experienced recission.

به دلیل رکود اقتصادی، بسیاری از مشاغل با ابطال قرارداد مواجه شدند.

he requested a recission of the agreement.

او درخواست ابطال توافقنامه کرد.

the recission of the policy was unexpected.

ابطال بیمه نامه غیرمنتظره بود.

they are discussing the recission of the lease.

آنها در مورد ابطال اجاره نامه در حال گفتگو هستند.

the lawyer advised her on the recission process.

وکیل به او در مورد روند ابطال مشاوره داد.

recission can lead to legal disputes.

ابطال می تواند منجر به اختلافات قانونی شود.

he signed the document for recission of the sale.

او برای ابطال فروش، سند را امضا کرد.

understanding recission is crucial for contract management.

درک ابطال برای مدیریت قراردادها بسیار مهم است.

the recission was finalized after negotiations.

ابطال پس از مذاکرات نهایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید