reck

[ایالات متحده]/rɛk/
[بریتانیا]/rɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. مربوط بودن به; اهمیت دادن; مهم بودن
vt. نگران بودن درباره; نگران شدن; مربوط بودن
Word Forms
جمعrecks

عبارات و ترکیب‌ها

reck and call

بررسی و تماس

reck of

بررسی در مورد

reck on

اعتماد به

reck up

جمع کردن

reckless driving

رانندگی بی‌احتیاط

reck with

رسیدگی به

reck to

رسیدن به

reck against

مخالفت با

reck out

محاسبه کردن

reck for

مسئولیت در قبال

جملات نمونه

i reckon it's going to rain today.

من فکر می‌کنم امروز باران خواهد بارید.

do you reckon he will come to the party?

آیا فکر می‌کنی او به مهمانی خواهد آمد؟

she doesn't reckon much of his skills.

او به توانایی‌های او اهمیت زیادی نمی‌دهد.

i reckon we should leave early to avoid traffic.

من فکر می‌کنم باید زودتر از ترافیک دوری کنیم.

he reckons that the project will be successful.

او فکر می‌کند پروژه موفق خواهد بود.

they reckon it's the best restaurant in town.

آنها فکر می‌کنند بهترین رستوران شهر است.

i don't reckon you should take that risk.

من فکر نمی‌کنم شما نباید آن ریسک را بکنید.

do you reckon she knows about the surprise?

آیا فکر می‌کنی او از غافلگیری خبر دارد؟

he reckons he can finish the work by tomorrow.

او فکر می‌کند می‌تواند تا فردا کار را تمام کند.

i reckon it's time for a break.

من فکر می‌کنم وقت استراحت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید