recognizer

[ایالات متحده]/ˈrɛkəɡnaɪzə/
[بریتانیا]/ˈrɛkəɡnaɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا دستگاهی که چیزی را شناسایی یا تأیید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

speech recognizer

تشخیص گفتار

image recognizer

تشخیص تصویر

face recognizer

تشخیص چهره

text recognizer

تشخیص متن

pattern recognizer

تشخیص الگو

object recognizer

تشخیص شی

voice recognizer

تشخیص صدا

gesture recognizer

تشخیص حرکت

barcode recognizer

تشخیص بارکد

number recognizer

تشخیص عدد

جملات نمونه

the speech recognizer can understand multiple languages.

تشخیص گفتار می‌تواند چندین زبان را درک کند.

she is using a facial recognizer for security purposes.

او از یک تشخیص چهره برای اهداف امنیتی استفاده می‌کند.

the handwriting recognizer improves the accuracy of data entry.

تشخیص دست‌نویس دقت ورود داده‌ها را بهبود می‌بخشد.

developers are working on a new image recognizer.

توسعه‌دهندگان روی یک تشخیص تصویر جدید کار می‌کنند.

the voice recognizer can learn from user interactions.

تشخیص صدا می‌تواند از تعاملات کاربر یاد بگیرد.

we need a better text recognizer for this project.

ما به یک تشخیص متن بهتر برای این پروژه نیاز داریم.

the gesture recognizer enhances user experience in apps.

تشخیص حرکت تجربه کاربر را در برنامه‌ها بهبود می‌بخشد.

her voice is clear, making it easy for the recognizer to work.

صدای او واضح است و باعث می‌شود تشخیص به راحتی کار کند.

the system includes a powerful object recognizer.

این سیستم شامل یک تشخیص شی قوی است.

using a recognizer can save time in data processing.

استفاده از یک تشخیص می‌تواند در پردازش داده‌ها در زمان صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید