| جمع | recollapses |
recollapse event
واکنش فروپاشی مجدد
recollapse process
فرآیند فروپاشی مجدد
recollapse phase
فاز فروپاشی مجدد
recollapse scenario
سناریوی فروپاشی مجدد
recollapse phenomenon
پدیدهی فروپاشی مجدد
recollapse model
مدل فروپاشی مجدد
recollapse theory
نظریه فروپاشی مجدد
recollapse condition
شرایط فروپاشی مجدد
recollapse analysis
تجزیه و تحلیل فروپاشی مجدد
recollapse mechanism
مکانیزم فروپاشی مجدد
the building began to recollapse after the earthquake.
ساختمان پس از زلزله شروع به فروریختن مجدد کرد.
after the initial collapse, it was surprising to see it recollapse.
پس از فروریختن اولیه، دیدن فروریختن مجدد آن غیرمنتظره بود.
scientists studied why the star would recollapse so quickly.
دانشمندان مطالعه کردند که چرا ستاره آنقدر سریع فروریخته مجدد.
they feared the bridge would recollapse under heavy traffic.
آنها نگران بودند که پل تحت ترافیک سنگین فروریخته مجدد.
after repairs, the dam was at risk of recollapse.
پس از تعمیرات، سد در معرض خطر فروریختن مجدد بود.
engineers monitored the site to see if it would recollapse.
مهندسان محل را برای دیدن اینکه آیا فروریخته مجدد، زیر نظر داشتند.
the old mine was prone to recollapse after heavy rains.
معدن قدیمی مستعد فروریختن مجدد پس از باران شدید بود.
they had to reinforce the walls to prevent recollapse.
آنها مجبور شدند برای جلوگیری از فروریختن مجدد، دیوارها را تقویت کنند.
after the storm, the structure showed signs of recollapse.
پس از طوفان، سازه نشانههایی از فروریختن مجدد نشان داد.
recollapse event
واکنش فروپاشی مجدد
recollapse process
فرآیند فروپاشی مجدد
recollapse phase
فاز فروپاشی مجدد
recollapse scenario
سناریوی فروپاشی مجدد
recollapse phenomenon
پدیدهی فروپاشی مجدد
recollapse model
مدل فروپاشی مجدد
recollapse theory
نظریه فروپاشی مجدد
recollapse condition
شرایط فروپاشی مجدد
recollapse analysis
تجزیه و تحلیل فروپاشی مجدد
recollapse mechanism
مکانیزم فروپاشی مجدد
the building began to recollapse after the earthquake.
ساختمان پس از زلزله شروع به فروریختن مجدد کرد.
after the initial collapse, it was surprising to see it recollapse.
پس از فروریختن اولیه، دیدن فروریختن مجدد آن غیرمنتظره بود.
scientists studied why the star would recollapse so quickly.
دانشمندان مطالعه کردند که چرا ستاره آنقدر سریع فروریخته مجدد.
they feared the bridge would recollapse under heavy traffic.
آنها نگران بودند که پل تحت ترافیک سنگین فروریخته مجدد.
after repairs, the dam was at risk of recollapse.
پس از تعمیرات، سد در معرض خطر فروریختن مجدد بود.
engineers monitored the site to see if it would recollapse.
مهندسان محل را برای دیدن اینکه آیا فروریخته مجدد، زیر نظر داشتند.
the old mine was prone to recollapse after heavy rains.
معدن قدیمی مستعد فروریختن مجدد پس از باران شدید بود.
they had to reinforce the walls to prevent recollapse.
آنها مجبور شدند برای جلوگیری از فروریختن مجدد، دیوارها را تقویت کنند.
after the storm, the structure showed signs of recollapse.
پس از طوفان، سازه نشانههایی از فروریختن مجدد نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید