recollapse

[ایالات متحده]/ˌriːkəˈlæps/
[بریتانیا]/ˌriːkəˈlæps/

ترجمه

v. دوباره فروپاشی کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

recollapse event

واکنش فروپاشی مجدد

recollapse process

فرآیند فروپاشی مجدد

recollapse phase

فاز فروپاشی مجدد

recollapse scenario

سناریوی فروپاشی مجدد

recollapse phenomenon

پدیده‌ی فروپاشی مجدد

recollapse model

مدل فروپاشی مجدد

recollapse theory

نظریه فروپاشی مجدد

recollapse condition

شرایط فروپاشی مجدد

recollapse analysis

تجزیه و تحلیل فروپاشی مجدد

recollapse mechanism

مکانیزم فروپاشی مجدد

جملات نمونه

the building began to recollapse after the earthquake.

ساختمان پس از زلزله شروع به فروریختن مجدد کرد.

after the initial collapse, it was surprising to see it recollapse.

پس از فروریختن اولیه، دیدن فروریختن مجدد آن غیرمنتظره بود.

scientists studied why the star would recollapse so quickly.

دانشمندان مطالعه کردند که چرا ستاره آنقدر سریع فروریخته مجدد.

they feared the bridge would recollapse under heavy traffic.

آنها نگران بودند که پل تحت ترافیک سنگین فروریخته مجدد.

after repairs, the dam was at risk of recollapse.

پس از تعمیرات، سد در معرض خطر فروریختن مجدد بود.

engineers monitored the site to see if it would recollapse.

مهندسان محل را برای دیدن اینکه آیا فروریخته مجدد، زیر نظر داشتند.

the old mine was prone to recollapse after heavy rains.

معدن قدیمی مستعد فروریختن مجدد پس از باران شدید بود.

they had to reinforce the walls to prevent recollapse.

آنها مجبور شدند برای جلوگیری از فروریختن مجدد، دیوارها را تقویت کنند.

after the storm, the structure showed signs of recollapse.

پس از طوفان، سازه نشانه‌هایی از فروریختن مجدد نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید