recommending

[ایالات متحده]/ˌrekəˈmɛndɪŋ/
[بریتانیا]/ˌrɛkəˈmɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری recommend; پیشنهاد دادن که کسی یا چیزی برای یک هدف خاص خوب یا مناسب باشد؛ مشاوره دادن؛ جذاب به نظر رساندن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

recommending a book

توصیه یک کتاب

recommending a restaurant

توصیه یک رستوران

recommending a movie

توصیه یک فیلم

recommending a product

توصیه یک محصول

recommending a service

توصیه یک سرویس

recommending a friend

توصیه یک دوست

recommending a course

توصیه یک دوره

recommending a place

توصیه یک مکان

recommending a website

توصیه یک وب سایت

recommending a solution

توصیه یک راه حل

جملات نمونه

she is recommending a great restaurant in town.

او یک رستوران عالی در شهر را توصیه می‌کند.

he is recommending a book that changed his life.

او کتابی را که زندگی‌اش را تغییر داده توصیه می‌کند.

the teacher is recommending additional resources for study.

معلم منابع بیشتر برای مطالعه توصیه می‌کند.

my friend is recommending a new movie to watch.

دوست من یک فیلم جدید برای تماشا توصیه می‌کند.

they are recommending a different approach to the problem.

آنها یک رویکرد متفاوت برای حل مشکل توصیه می‌کنند.

she is recommending a travel destination for the summer.

او یک مقصد سفر برای تابستان توصیه می‌کند.

the doctor is recommending a healthier diet.

پزشک یک رژیم غذایی سالم‌تر توصیه می‌کند.

he is recommending a workout plan for beginners.

او یک برنامه ورزشی برای مبتدیان توصیه می‌کند.

they are recommending that we start the project early.

آنها توصیه می‌کنند که ما پروژه را زود شروع کنیم.

she is recommending a podcast that covers current events.

او یک پادکست که اخبار جاری را پوشش می‌دهد توصیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید