recon

[ایالات متحده]/ˈriːkɒn/
[بریتانیا]/ˈriːkɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شناسایی; ذره مبادله; تحول بازنگرانه
Word Forms
جمعrecons

عبارات و ترکیب‌ها

recon mission

ماموریت شناسایی

recon team

گروه شناسایی

recon data

اطلاعات شناسایی

recon report

گزارش شناسایی

recon flight

پرواز شناسایی

recon operation

عملیات شناسایی

recon unit

واحد شناسایی

recon strategy

استراتژی شناسایی

recon analysis

تجزیه و تحلیل شناسایی

recon assets

دارایی‌های شناسایی

جملات نمونه

we need to recon the area before the operation.

ما باید منطقه را قبل از عملیات شناسایی کنیم.

the team was sent to recon enemy positions.

تیم برای شناسایی موقعیت دشمن اعزام شد.

they decided to recon the site for potential hazards.

آنها تصمیم گرفتند محل را برای خطرات احتمالی شناسایی کنند.

before making a decision, we should recon the options available.

قبل از اتخاذ تصمیم، باید گزینه‌های موجود را شناسایی کنیم.

it's essential to recon the terrain for the hiking trip.

شناسایی مسیر برای سفر پیاده‌روی ضروری است.

the scouts were tasked to recon the forest for the camp.

پیش‌آهنگان وظیفه داشتند جنگل را برای کمپ شناسایی کنند.

they will recon the building before the event starts.

آنها ساختمان را قبل از شروع رویداد شناسایی خواهند کرد.

recon is crucial for understanding the enemy's strategy.

شناسایی برای درک استراتژی دشمن بسیار مهم است.

we should recon the local market to assess competition.

ما باید بازار محلی را برای ارزیابی رقابت شناسایی کنیم.

they conducted a recon mission to gather intelligence.

آنها یک ماموریت شناسایی برای جمع‌آوری اطلاعات انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید