| جمع | recons |
recon mission
ماموریت شناسایی
recon team
گروه شناسایی
recon data
اطلاعات شناسایی
recon report
گزارش شناسایی
recon flight
پرواز شناسایی
recon operation
عملیات شناسایی
recon unit
واحد شناسایی
recon strategy
استراتژی شناسایی
recon analysis
تجزیه و تحلیل شناسایی
recon assets
داراییهای شناسایی
we need to recon the area before the operation.
ما باید منطقه را قبل از عملیات شناسایی کنیم.
the team was sent to recon enemy positions.
تیم برای شناسایی موقعیت دشمن اعزام شد.
they decided to recon the site for potential hazards.
آنها تصمیم گرفتند محل را برای خطرات احتمالی شناسایی کنند.
before making a decision, we should recon the options available.
قبل از اتخاذ تصمیم، باید گزینههای موجود را شناسایی کنیم.
it's essential to recon the terrain for the hiking trip.
شناسایی مسیر برای سفر پیادهروی ضروری است.
the scouts were tasked to recon the forest for the camp.
پیشآهنگان وظیفه داشتند جنگل را برای کمپ شناسایی کنند.
they will recon the building before the event starts.
آنها ساختمان را قبل از شروع رویداد شناسایی خواهند کرد.
recon is crucial for understanding the enemy's strategy.
شناسایی برای درک استراتژی دشمن بسیار مهم است.
we should recon the local market to assess competition.
ما باید بازار محلی را برای ارزیابی رقابت شناسایی کنیم.
they conducted a recon mission to gather intelligence.
آنها یک ماموریت شناسایی برای جمعآوری اطلاعات انجام دادند.
recon mission
ماموریت شناسایی
recon team
گروه شناسایی
recon data
اطلاعات شناسایی
recon report
گزارش شناسایی
recon flight
پرواز شناسایی
recon operation
عملیات شناسایی
recon unit
واحد شناسایی
recon strategy
استراتژی شناسایی
recon analysis
تجزیه و تحلیل شناسایی
recon assets
داراییهای شناسایی
we need to recon the area before the operation.
ما باید منطقه را قبل از عملیات شناسایی کنیم.
the team was sent to recon enemy positions.
تیم برای شناسایی موقعیت دشمن اعزام شد.
they decided to recon the site for potential hazards.
آنها تصمیم گرفتند محل را برای خطرات احتمالی شناسایی کنند.
before making a decision, we should recon the options available.
قبل از اتخاذ تصمیم، باید گزینههای موجود را شناسایی کنیم.
it's essential to recon the terrain for the hiking trip.
شناسایی مسیر برای سفر پیادهروی ضروری است.
the scouts were tasked to recon the forest for the camp.
پیشآهنگان وظیفه داشتند جنگل را برای کمپ شناسایی کنند.
they will recon the building before the event starts.
آنها ساختمان را قبل از شروع رویداد شناسایی خواهند کرد.
recon is crucial for understanding the enemy's strategy.
شناسایی برای درک استراتژی دشمن بسیار مهم است.
we should recon the local market to assess competition.
ما باید بازار محلی را برای ارزیابی رقابت شناسایی کنیم.
they conducted a recon mission to gather intelligence.
آنها یک ماموریت شناسایی برای جمعآوری اطلاعات انجام دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید