reconverted

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈvɜːtɪd/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈvɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حالت یا باور قبلی بازگشتن; به وابستگی حزبی قبلی بازگرداندن; به وضعیت قبلی بازگشتن

عبارات و ترکیب‌ها

reconverted energy

انرژی بازیافت‌شده

reconverted data

داده‌های بازیافت‌شده

reconverted signals

سیگنال‌های بازیافت‌شده

reconverted materials

مواد بازیافت‌شده

reconverted currency

ارز بازیافت‌شده

reconverted products

محصولات بازیافت‌شده

reconverted outputs

خروجی‌های بازیافت‌شده

reconverted systems

سیستم‌های بازیافت‌شده

reconverted formats

فرمت‌های بازیافت‌شده

reconverted files

فایل‌های بازیافت‌شده

جملات نمونه

the data was reconverted into a more usable format.

داده‌ها دوباره به قالبی قابل استفاده‌تر تبدیل شدند.

after the update, the system needs to be reconverted.

پس از به‌روزرسانی، سیستم نیاز به بازسازی دارد.

the project was reconverted to meet new requirements.

پروژه برای برآوردن الزامات جدید بازسازی شد.

we reconverted the old files for better compatibility.

ما فایل‌های قدیمی را برای سازگاری بهتر بازسازی کردیم.

the software can be reconverted for different platforms.

نرم‌افزار می‌تواند برای پلتفرم‌های مختلف بازسازی شود.

he reconverted the video to a higher resolution.

او ویدیو را به وضوح بالاتری بازسازی کرد.

the audio was reconverted to improve sound quality.

صدا برای بهبود کیفیت صدا بازسازی شد.

they reconverted the images for web optimization.

آنها تصاویر را برای بهینه‌سازی وب بازسازی کردند.

the document was reconverted to include new information.

مستند برای درج اطلاعات جدید بازسازی شد.

after the failure, the files were reconverted successfully.

پس از خرابی، فایل‌ها با موفقیت بازسازی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید