recordar

[ایالات متحده]/rɪˈkɔːdə/
[بریتانیا]/rɪˈkɔːrdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یاد آوردن؛ فراخواندن

عبارات و ترکیب‌ها

recordar el pasado

Persian_translation

sin recordar

Persian_translation

جملات نمونه

i always remember my childhood with fondness.

من دوران کودکی‌ام را با علاقه خاطر به یاد می‌آورم.

she can remember every detail of that day.

او می‌تواند تمام جزئیات آن روز را به خاطر بسپارد.

we must remember to call our parents.

ما باید به یاد داشته باشیم که به والدینمان زنگ بزنیم.

do you remember where we parked the car?

یادته کجا ماشین رو پارک کردیم؟

he doesn't remember meeting her before.

او یادش نمی‌آید که قبلاً با او ملاقات کرده باشد.

i try to remember all the important dates.

سعی می‌کنم تمام تاریخ‌های مهم را به خاطر بسپارم.

she remembers her grandmother's recipes.

او دستورالعمل‌های مادربزرگش را به خاطر دارد.

the old man still remembers the war.

آن مرد پیر هنوز جنگ را به خاطر دارد.

i can't remember his name for some reason.

به دلیل نامعلومی نمی‌توانم اسمش را به خاطر بسپارم.

remember to lock the door before leaving.

قبل از رفتن به یاد داشته باشید که در را قفل کنید.

children remember special moments easily.

کودکان به راحتی لحظات خاص را به خاطر می‌سپارند.

she always remembers my birthday.

او همیشه تولد من را به خاطر دارد.

i remember that restaurant from our last visit.

من آن رستوران را از آخرین بازدیدمان به خاطر دارم.

we have to remember to buy milk on the way home.

ما باید به یاد داشته باشیم که در راه بازگشت شیر بخریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید